Archive for سپتامبر, 2008

مقایسه دو انتقاد

   شاید از این مقایسه استفاده سیاسی شود. ولی آنچه باید بگویم می گویم. سالها پیش، وقتی هنوز دبستان بودیم، در کتاب «فارسی» درسی بود که به داستان نامه ای به امام امّت «ره» می پرداخت.ماجرا این بود که دانش آموزان یک مدرسه ابتدایی نامه ای به امام نوشتند و ضمن ابراز احساسات، بیان داشتند که تصمیمشان از نوشتن نامه، انتقاد از ایشان بوده است. ولی با خود اندیشیده اند و به این نتیجه رسیده اند که کودکانی چون آنان که دست راست و چپشان را هم نمی توانند به خوبی تشخیص دهند، چگونه به رهبری والامقام، انتقاد کنند. امام «ره» هم در جوابشان نوشتند که خوب بود اشکال خود را مطرح می کردید.
   البته این گونه داستانها و تواضعها مخصوص عدّه ای خاص از بزرگان و علمای ما نبوده است. بسیاری از این بزرگان و در رأس آنان، معصومین، با الهام از مکتب آسمانی و پر ارج اسلام، چنین بوده اند و نه تنها انتقادات دیگران که اهانتهای آنها را هم تحمّل می کردند. سپس با خونسردی و تواضع، جواب آنها را می دادند و آنها را قانع می نمودند. بنده،اگر چه همچون بسیاری شهروندان ایرانی، ارادت خاصّی به مراجع معظم تقلید دارم و احترام به آنها را به عنوان واسطه های علوم الهی ـ که از منابع غنی دین با کدّ یمین استخراج می کنند و به مردم می رسانند ـ بر خود و دیگران واجب می دانم؛ امّا هرگز آنها را مصون از اشتباه و خطا نمی دانم. وقتی دین ما موارد متعددی از ترک اولی درباره ی انسانهای معصومی چون پیامبران نقل می کند، دیگران جای خود دارند. بعلاوه که خود فقهای ما هم قائل به مقوله ی تخطئه هستند که در علوم حوزوی اصطلاحی است آشنا. با این فرض ـ و حتی بی این فرض ـ این حقّ را به همه ی انسانها می دهم که از آنها انتقاد کنند و اشکالاتی را که به ذهنشان می رسد بیان کنند. و از این بزرگواران که حاملان دین الهی و غالباً عاملان به آن هستند، این توقع را دارم که با بردباری و تواضع، سخن دیگران را بشنوند و اگر درست است بپذیرند و اگر خطاست، آنها را قانع نمایند. و البته غیر از این هم از آنها توقع نمی رود. این را هم قبول دارم که اگر کسی از روی غرض ورزی، اهانتی کرد، باید توسط دستگاههای مربوط، جلو ادامه اهانتهای او را بگیرند. ولی به این هم ایمان دارم که تواضع و فروتنی آنها تا بدانجا که به وهن دین ختم نشود، خود، دعوتی عملی به دین مبین اسلام خواهد بود.
  شاید از همه ی اینها که گفتم، مصداق روز را فهمیده باشید. نمی دانم آن مرجع تقلید معظمی که این ایراد به او گرفته شده، چه کرده یا خواهد کرد. ولی تعجب فراوان از اطرافیان و دیگر علمای حوزه علمیه دارم که سخن انسانی را بر نمی تابند، که خود را مطیع و حامی روحانیت و مرجعیت می داند و چند صباحی پیش که مراجع و روحانیت در اوج مظلومیت آماج اهداف کور دیگر اندیشان بودند، با سلاح قلم از آنها دفاع نمود. کسی که فقط ایرادی گرفت و نه شأن مرجعیت را پایین آورد و نه به آن اهانت کرد. کسی که ـ اگر چه غلط ـ اشکالی به ذهنش رسیده بود که مسؤولیتی را از مراجعی می گرفت و به مرجع و مجتهدی دیگر می سپرد. کسی که هنوز هم شأن مرجعیت را از هر گونه اهانت و سرکوب، اجلّ می داند. و تعجبم وقتی افزون می شود که عده ای تا دیروز به اهانت به دین خدا و عالمان دین هیچ پاسخی نمی دادند. کسانی که حتی حاضر نشدند جوابیه ی یکی از مراجع را در یکی از مجالس گذشته بخوانند، داعیه دار حمایت از مراجع شده اند. و باز تعجبم بیشتر می شود وقتی می بینم همه ی این مدافعان، در قبال همه ی مشکلات دیگر اجتماع و دین سکوت را برگزیده اند و گاه همراهی با دین ستیزان را.  و وقتی می بینم، سیمای جمهوری اسلامی به بهانه ی خنداندن ملّت روزه دار و متدیّن به همه ی هنجارهای جامعه پشت می کند و همه ی مقدّسات را لباس ضحک می پوشاند و صدایی از جایی برنمی خیزد. فقط نامه ای از مجلس به وزارت ضرغامیه و جوابیه ای از وزارت مذکور به خانه ی ملّت. و خنده تلخی بر لبم می نشیند که چنین سریالی فقط چند دقیقه بعد از سخنان آن مرجع معظم روی آنتن می رود. و انگار نه انگار که دینی و ملّتی و… کاش شکایتی هم از این وزارتخانه می شد تا طعم خنده ها کمی شیرین تر شود.

Add comment سپتامبر 22, 2008

به بهانه بهار قرآن

گاهي چه آسان به خود اجازه مي دهيم قرآن را تحريف کنيم. نه از عمد، که از سر کوتاهي. آيا در عمل هم اين چنين ايم؟

تریف

تحریف

1 comment سپتامبر 17, 2008

آب، شور یا شیرین، مسأله این است

ما قمی ها عادت کرده ایم که آب شیرین را هدر ندهیم. هیچ وقت با آب شیرین، اتومبیل خود را نشوییم. یا با آن حیاط خانه را تمیز نکنیم. حتی دست و صورت خود را هم با آب شیرین نمی شوییم. قدر لیوان لیوان آن را می دانیم. چون آنرا گران و با زحمت به دست می آوریم. مردم قم که عمری است غبطه ی استان همسایه ی خود، تهران را می خورند، امیدوارند روزی را ببینند که از شیرهای آب، آب شیرین به دست و صورتشان بریزد. روزی که دیگر در صف آب شیرین کنار خیابان، نایستند. روزی که دیگر صدای بی ریخت آبفروش، چرت بعد از ظهرشان را در هم نشکند. امّا من آرزوی دیگری دارم. دعا می کنم یا آب شیرین به قم نرسد، یا قبل از آن چیز دیگری هم برسد. و آن فرهنگ استفاده از آب است. همیشه تصورم این بود که اگر روزی آب قم شیرین شود، قمی ها صرفه جو ترین مردم دنیا خواهند بود. ولی متأسفانه این تصور، در یک لحظه به کلّی از ذهنم پاک شد. روزی که آبفروش محلّ، بجای آب پولی، آب صلواتی نثار مردم تشنه می کرد، دیدم چگونه مردمی که قدر آب را می دانستند، به راحتی آن را هدر می دهند. من فقط یک بار دیدم که محلّه پایینی های قم ـ و البته نه ثروتمندانش ـ اتومبیل مدل 65 شان را هم با آب شیرین می شویند. و همان لحظه بود که تصور فوق را دیگر در ذهن نداشتم. شاید اگر کمی هوشیارتر بودم، اصلا به این فکر نمی کردم که کویر نشینان قم، صرفه جو باشند. کسانی که همان آب نیمه شور لوله ها را همین الان، به راحتی هدر می دهند، حتما روزی آب شیرین تر از آن را هم هدر خواهند داد. کاش وزارت نیرو به جای اینکه آب شیرین را جایگزین آب شور کند، با قیمت تمام شده، در کنار آن قرار می داد. کاش در هر خانه ای دو کنتر آب بود. اگر چنین بود دیگر این مردم مدعی الاسلام، آنرا مانند آنچه اکنون دارند، نابود نمی کردند. کاش وزارتخانه ای بود که قبل از همه ی اینها به مردم فرهنگ می آموخت. فرهنگی که ریشه در قرآن و اسلام دارد. کاش مسؤولین ما، درصدی از ذهنشان را صرف ادب آموزی می کردند قبل از آب رسانی! و آخر این که، کاش همه روزی یک بار این آیه ی شریف را می خواندیم :« إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا » 1  « اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است »
————————-
  1. اسراء 27

Add comment سپتامبر 6, 2008


نوشته‌های تازه

بایگانی

1روزانه ها

متفرقه

انتخابات

بیشتر...

خوراک

خبرگزاری ها

دیگران

سایتهای منتخب

غزه

برگه‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های تازه

اطلاعات

RSS خوراک وبلاگ

آمار

دسته‌ها

 

سپتامبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« آگوست   اکتبر »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

PageRank

تبلیغات