Archive for اکتبر, 2008

جوابیه به فیلم کذایی

سخنی با منتشر کنندگان فیلم س ک س یک عمامه به سر
1.اثبات صحت این فیلم و انتساب به فرد مذکور از یافتن نقطه سیاه در تاریکی شب اول ماه، بسی سخت تر است.
۲.بر فرض که فیلم و استنادش صحیح باشد، این فیلم چه خدمتی می تواند به انسانها داشته باشد؟ مانند همه ی فیلمهایی که از زندگی خصوصی افرادی دیگر گرفته شد و فقط موجی کاذب راه انداخت و آبروهایی را ریخت و…
۳. خود منتشرکنندگان فیلم که امر به معروف در ملأ عام را دخالت در امور خصوصی افراد می دانند، آیا وارد شدن به زندگی خصوصی افراد و انتشار آن، را جرمی سنگین تر از آنچه برایش سینه می زنند، نمی دانند؟
4. آیا نشنیده اید فردی نزد حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) اقرار به زنا کرد و برای نجات از عذاب وجدان تقاضای حد نمود و حضرت، او را از این کار منصرف نمود تا اینکه چهار روز آمد و چهار مرتبه اقرار نمود و حضرت بناچار حکم الهی را در حقش جاری نمود؟
5. آیا نشنیده اید که برای اثبات جرمهای سنگینی مثل زنا، باید چهار شاهد مرد عادل بالغ عاقل همزمان شهادت دهند؟ شما بگویید، در کدام واقعه ای چنین شهود عادلی همزمان حاضر می شوند؟ آیا اسلام این سختگیری را در اینگونه شهادت ها، اعمال نکرده است تا آبروی انسانها را حفظ کند؟ شما به کجا می روید؟
۴. این انقلاب وابسته به افراد نیست که با رفتن، مردن، ارتداد یا فسق شخص یا اشخاصی نابود شود. این انقلاب، یک تفکر، یک موج، و یک سیل خروشان است. فقط می توانید نقدش کنید. انقلاب اسلامی ما، خوراکش نقد است و با نقد محکم تر و زنده تر می شود.
فاعتبروا یا اولی الابصار!
——————————–

پ.ن: توصیه می کنم اگر انسان دین مداری هستید، کنجکاو نشوید و دنبال دیدن فیلم نباشید. همین!!

10 comments اکتبر 25, 2008

چندم شخص مجهول

مرد وارد صف شیر شد. نگاهی به صف طولانی کرد و سپس از شخصی که جلو تر از من ایستاده بود پرسید: به ما شیر می رسد؟ و جواب شنید که: ایشالله می رسد. با ایشالله ماشالله درستش کن! تازه وارد هم جواب داد: با این حرفها چیزی درست نمی شود. اینها همه چرت است. خانه از پایبست ویران است… راستش من هم مثل دیگران از توزیع ناعادلانه شیر و بی نظمی های اخیر ناراحت بودم. به هر حال سر صحبت باز شد و مثل همه ی تحلیل سیاسی های خیابانی مملکتمان، بحث به عقب افتادگی کشورهای مسلمان و پیشرفت غرب کشیده شد و سخن از حرف و شعارهای بی عمل مسؤولین و وام 100میلیونی نماینده ها و گزارش نجف زاده از نیویورک به میان آمد و اینکه کشورهای سنی از ما پیشرفته ترند و مملکت امام زمان (عج) عقب مانده است و رحم و مروت پرگشوده و به داد مردم نمی رسند و…گرماگرم این دست صحبتها بودیم که متوجه شدیم فقط دو سه نفر جلو ما مانده اند و پشت سرمان هم مثل همیشه ده بیست نفری اضافه شده اند. آقای تازه وارد که الان دیگر پشت سر ما بود، نگاهی به سبدهای شیر انداخت و وقتی متوجه شد فقط یک سبد مانده است، از ترس اینکه مبادا شیر نصیبش نشود، چنان دستپاچه شد که شروع کرد به هول دادن ما به طرف جلو و گفت: زود باشید پولتان را بدهید. زود باشید که الان تمام می شود. معطل کنید خانمها همه ی شیرها را می برند. و خودش بدون ملاحظه کسانی که جلوتر بودند، پولش را داد و شیرش را گرفت! گویا اصلا او نبود که این صحبتها را می کرد و سخن از رحم و مروت و انصاف و مردانگی و هزار شعار دیگر می راند. خوشحال برگشت. ناگهان چشمش من سراپا تقصیر و بقیه ی هم بحثی ها!!!افتاد و کمی تا قسمتی شرمنده شد و صبر کرد تا ما که جلوتر از او بودیم شیر گرفتیم. این بار خوشحال تر بود. بعد هم دوباره شروع کردیم به ادامه ی صحبتهای قبلی و اینکه در کشور ما انسانیت مرده است و …

————————
پ.ن: در کشور ما یک عقیده ی نانوشته وجود دارد و آن اینکه مقصّر دیگرانند نه من و تو و او! راستی این دیگران کیست؟ و کجا زندگی می کند؟ من میخواهم از او شکایت کنم!

1 comment اکتبر 23, 2008

نالش

نمی دانم از بد قلقی ورد پرس بنالم یا از ناشی بودن خودم و یا از اینترنت دیزلی ایران؟! به هر حال، گاهی دلم می خواهد وارد پنجره ی فشار کلمات شوم. ولی تقدیر چیز دیگری است. از تأخیر، عذر به تقدیر می برم. اگر چه مشغولیت، اجازه نداد در پارسی بلاگ هم به روز باشم. شاید اینها همه بهانه است. شاید هم تقدیر دیگری!

پی نوشت: خودم هم نفهمیدم چه گفتم. گفتم که گفته باشم! همین!

Add comment اکتبر 12, 2008


نوشته‌های تازه

بایگانی

1روزانه ها

متفرقه

انتخابات

بیشتر...

خوراک

خبرگزاری ها

دیگران

سایتهای منتخب

غزه

برگه‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های تازه

اطلاعات

RSS خوراک وبلاگ

آمار

دسته‌ها

 

اکتبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر   نوامبر »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

PageRank

تبلیغات