آمدیم، نیامدیم!
دسامبر 19, 2008

گفت: رفتیم مکّه، خونه ی خدا.
گفتم: دیدار یار قبول!
گفت: جو گرفتمون روی دیوار خونه ش نوشتیم:«آمدیم، نبودید.»
گفتم: پس معلومه روی دیوار رو نخوندین و اون رو نوشتین.
گفت: مگه چی نوشته بود؟
گفتم: « من هستم، شما هنوز نیامده اید!»
Entry Filed under: مذهبی. برچسبها: مکه, خانه یار, حج, زیارت, حضور.
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1. pakravan | دسامبر 20, 2008 at 1:38 ب.ظ
سلام و عرض ادب . ای کاش به چشمهام خواندن یادبدهم .
نوشته ی با ارزشی بود.
به امید دستهای یاریگر مهدی فاطمه(عج)
————————–
سلام. ممنون