سوت می کشد!
فوریه 15, 2009
تو را در کار انجام شده قرار می دهد. کاری که شاید خلاف قانون هم باشد. دلت می سوزد. برای حلّ مشکلش سه ساعت تمام یا سر پا ایستاده ای و یا رانندگی کرده ای. آخر کار که مشکل دارد حل می شود، با چند جمله نابجا به یک افسر، مشکل را دوبرابر می کند. دوباره شروع می کنی. ولی به جای تشکر، زخم زبان می زند که تو این قدر قانونمندی! کشور همه اش روی هواست! بعد شروع می کند به تهمت های همیشگی به همه! از رییس جمهور گرفته تا کارمندها و نظامی ها و بازاری ها و مهندسان و روحانیون و غیره. وقتی می گویی بی قانونی را فی الجمله می پذیری ولی تهمت را هرگز، تند می شود که یعنی تو کشور را آباد و مثل گل و بلبل می دانی؟! اینجاست که سختی روی پا ایستادن چند ساعته را فراموش می کنی و سرت سوت می کشد!
Entry Filed under: اجتماعی, انتقاد. برچسبها: قانون, قانونمند, تهمت, خلاف, زخم زبان.
4 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1. نمك | فوریه 15, 2009 at 10:00 ب.ظ
ان الله مع الصابرین
همین جا دیگر مرز مقاوت به پایان میرسد و دیگر نوبت استقامت است
همین!
2. گیلدا | فوریه 16, 2009 at 12:22 ب.ظ
سوت می کشد.مثل سوت قطار طولانی و بلند!
پستی که درباره ی دکتر سیادتی بود و چهره ی بشاشش مرا تحت تاثیر قرار داد.
و این جمله در مطبش :پرداخت حقّ ویزیت در این مطّب الزامی نیست.
راستی از انقلاب و نسل سومی ها نوشته اید.عقیده ام بر این است که انقلاب به همه ی ارمان هایش نرسیده.باید پذیرفت که در کنار پیشرفت هایی که داشته در بعضی بخش ها نیاز به تو جه بیشتری دارد.
3. فیضیه | فوریه 24, 2009 at 9:26 ب.ظ
سلام علیکم
معتقدم اگه بخواهیم میزان فرهنگ مردمان یک منطقه را بسنجیم سرویسهای بهداشتی بین راهی گویا ترین مصداق برای این مقوله میباشد !!! چرا که اینجا هر بهانه ای سلب میشود و دیگر کسی نمیتواند بگوید مسئولین چنین و چنانند … تارنمای گرامی باور بفرما من به عنوان یک ایرانی شرم میکنم از اینکه یک خارجی وارد کشور شود و نظاره گر این مسئله باشد ( بقیه موارد بماند ! ). حالا جالب اینجاست کسانی که ادعا میکنند اعراب سوسمار خور فرهنگ ما را نابود کردند و … به هر کشور عربی یا خاورمیانه ای که مایل باشند نام ببرند و بروند اگر چنین بی نظمی ها و بی مسئولیتی مشاهده کردند بنده تمام و کمال حق را به آنان میدهم . دوستی داشتم که آدم بی مبالاتی بود . چند وقتی به دبی رفت و برگشت از خاطراتی که از آنجا به همراه آورده بود یک نکته به نظرم جالب آمد .
گفت : فلانی من در فرودگاه سیگارم را خواستم به زمین بیاندازم بس که کف این زمین تمیز و براق بود دلم نیامد و ناگزیر به سراغ زباله دانی رفتم !!!!
حضرت علی میفرمایند هر مردمی سزاوار همان حکمرانانی هستند که بر آنان حکومت میکند ( نقل به مضمون ) … خب مگه مسئولین ما از کره ماه میان ؟ از بین همین مردمند ! اگه مسئولین ایرادی دارن در وهله اول بر میگرده به خود ما !
باور کنید معدل اخلاقی کارگزاران نظام اسلامی از معدل اخلاقی جامعه ما اگر بیشتر نباشه کمتر نیست !
4. فیضیه | فوریه 24, 2009 at 10:00 ب.ظ
حالا ما به عنوان افراد دلسوز این جامعه چه کارهایی میتونیم انجام بدیم تا شاهد این مشکلات نباشیم .
روتین ترین جوابی که همواره بزرگان ما بدان سفارش کرده اند امر به معروف و نهی از منکر است که از نقطه نظر عقلی ساده و روان مینماید اما در عمل بدلایلی برای عصر جدید نا کارآمد شده است !
ببینید نسل جوان در مقابل نصیحت و امر واکنش نشان میدهد به عبارتی آن را بر نمیتابد . البته با کمی ظرافت میتوان همین اصل مستحکم را دوباره کارآمد نمود مثلا بنده هر بار که با دوستان مشغول پیاده روی هستم زمانی که نوبت دور ریختن زباله فرا میرسد کمی راه خود را کج میکنم و خودم را به سطل زباله میرسانم . این مسئله باعث میشود دیگرانی که با من هستند به خاطر حفظ شان خود نزد بنده اندکی تامل کنند و در نهایت این رفتار نزد آنان نهادینه شود ( چه خوب است که خودمان را با کلاس نشان دهیم تا مرجعی برای دیگران باشیم ! ) در مورد نماز و فرایض و قوانین و … کاربرد دارد . ( به عبارتی روش غیر مستقیم )
اما باز کفایت نمیکند چون بسیار زمانبر و انرژی بر است …
معتقدم نهادینه کردن رفتارهای صحیح در قالب تلاشهای فردی کم فروغ است . یک ذغال روشن را گوشه ای بگذار بعد از مدتی به خاموشی میگراید اما اگر یک ذغال خاموش کنارش قرار دهی هم آن خاموش را روشن میکند و هم روشن افروخته تر میشود به قول قدیمیها راه به رفیق نماز به جماعت ( ان الله مع الجماعه ) !
یکی از اماکن فراموش شده ما مردم مسجد است . بدلیل اینکه صرفا یک فعالیت در مسجد متمرکز شده و آن نماز خواندن است تاثیر تاریخی خود را روز بروز از دست داده است . در صورتیکه اگر مسجد را کانون فعالیتهای مفید اجتماعی قرار دهیم شاهد احیای مجدد این مکان مقدس خواهیم بود !
چه اشکالی دارد گروههایی در درون مساجد فعالیتهای حفظ محیط زیست انجام دهند ؟ ! کجا برای ایجاد تشکلهای مدنی و گروهی امن تر از مسجد سراغ داریم؟ چرا مساجد ما نسبت به این همه امور عام المنفعه غفلت میورزند ؟ چرا ائمه جماعات ما تک کاربره شده اند ؟
متاسفانه در کشور ما بدلایل سیاسی نسبت به ایجاد تشکل حساسیت وجود دارد (بدلایل فعالیتهای مخرب گروههای سیاسی ابتدای انقلاب ) ولی اکنون نظام دوران تثبیت خود را میگذراند . معتقدم وظیفه سنگینی بر روی دوش ما سنگینی میکند و نباید بیش از این منتظر مسئولین بمانیم !
پی نوشت 1 : با مردم حتی غربی ترین نوع آنان دوست شویم . یک دوست شفیق !
پی نوشت 2 : حد اکثر کردن منافع ملی را یک رسالت تاریخی برای خود تعریف کنیم و به هیچ جناح و دسته ای وامدار نباشیم
پی نوشت 3 : آقا خیلی ببخشید که بحث به درازا کشید