انگار نه انگار
آوریل 4, 2009
این دو تصویر(+ و +) را ببینید! منکر علل طبیعی و توجیهات علمی نیستم. ولی چرا باید در چنین زمانی و چنین شرایطی این گونه باران ببارد و سیلی به راه اندازد و جان و مال چند نفر را بگیرد؟! بعد هم انگار نه انگار که سیلی بوده و بارندگی و تخریبی.
و همه چیز به شکل سابقش برگردد. فقط مقداری گل و لای و شاخه های نی باقی بماند که در مدت یکی دو روز جمع آوری می شود.
گویا قرار بوده اجل برخی به این شکل رقم بخورد و برخی دیگر درس عبرت بگیرند و خلاص. مقدر است که دو نفر اتومبیلشان خراب شود و هر چه تلاش کنند به راه نیفتد. بناچار به دنبال تعمیرکار بروند و هر دو به همراه تعمیرکار در حالی که سخت مشغول تعمیر اتومبیل هستند، در بین آب بی رحم سیل و گل و لای جانشان را ببازند.
و قرار است آقایی در یک لحظه به ذهنش برسد که از مسیر رودخانه زودتر به محل کارش می رسد. غافل از اینکه قرار است اجل در همین رودخانه جانش را بستاند.
اینها همه، درس است. درس این که (أینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیّدة) (1) اجل اگر بخواهد، می رسد؛ هر جایی که باشیم و مشغول هر کاری که باشیم.
آیا تا کنون به این فکر کرده ایم که ممکن است تنها پس از یک دقیقه دیگر، در این دنیا نباشیم؟!
————————-
1. سوره نساء، آیه 78
Entry Filed under: مذهبی. برچسبها: قم, مرگ, اجل, درس عبرت, زندگی, سیل.
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1. نمك | آوریل 5, 2009 at 3:24 ب.ظ
یعنی اجل ما چطور قرار است برسد ؟!؟
میشود آیا شهادت ….!؟!؟
همین!