آقای کروبی! چرا؟
می 24, 2009
از آقای کروبی خوشم می آید. با شجاعت حرفش را می زند. از بیان واقعیت ها هم نمی هراسد. اگر چه همه ی آن ها را نمی گوید! بر خلاف بقیه ی اصلاح طلب ها، احمدی نژاد را پرکار و مثبت معرفی می کند. حتی پول گرفتن از امثال شهرام جزایری بدون تحقیق در حلال و حرام بودنش را هم انکار نمی کند.
از همه ی این ها گذشته، حزبی قوی تأسیس کرده است و یک تنه در مقابل مخالفانش ایستاده است. به شدّت معتقد به کار گروهی و حزبی است و برای رسیدن به اهداف حزبی اش، حاضر است در مقابل دوستان و شاگردان و هم فکرانش بایستد.
بیش از آن که به نتیجه فکر می کند، به وظیفه می نگرد و این که اصلاحات باید نهادینه شود. حتی اگر به قیمت رأی نیاوردن اصلاح طلب ها باشد… و خود را شاگرد و نماینده ی تامّ الاختیار امام (ره) معرفی می کند.
این دوره را نمی دانم، ولی در انتخابات قبلی، آن قدر جسارت داشت که در مقابل هم فکران و مخالفانش دو اتوبوس سبز همراهش کند تا جایی بدون حامی نماند.
آن قدر نفوذ دارد که توانسته است حزب کارگزاران را از هم بپاشد. و در مقابل، هم حزبی هایی قوی جمع کرده است که رو در روی دیگر اصلاح طلبان ایستاده اند و از او دفاع می کنند.
همه ی این ها را شاید بتوان نقطه قوت مؤسس حزب اعتماد ملّی دانست. ولی در میان این همه گزاره من جواب یک سؤال را نیافته ام.
شیخ و پدر اصلاحات ایران، چرا در این همه سال مبارزه و مسؤولیت و شاگرد پروری نتوانسته حتا یک شاگرد اصلاح طلب پر نفوذ و محبوب تربیت کند، که اکنون، در سال های کهولت سن، دستگیرش باشد. شاگردی که مثل او به کار گروهی و حزبی معتقد باشد و مانند دیگران شعار خروج از حاکمیت و گریز از قانون سر ندهد. ولی در عین حال، مانند شیخ بعد از دو سفر تبلیغی حنجره اش خسته و نفس بند نیاید و بتواند سنگینی بار ریاست جمهوری را از طرف او و حزبش تحمّل کند.
چرا شیخ نتوانسته است در عین شعار جوان گرایی ـ که خودش و دیگر نامزدهای انتخابات فعلی و گذشته بارها و بارها سر داده اند ـ یک نفر را جایگزین خود کند و خود در کنارش به هدایت او و تیمش بپردازد؟
و سؤال آخر: از آقای کرباسچی چه خبر؟
Entry Filed under: سیاسی. برچسبها: کروبی, کرباسچی, انتخابات ریاست جمهوری, اصلاح طلبی, حزب اعتماد ملّی, شیخ اصلاحات.
5 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1. feyziyeh | می 25, 2009 at 1:13 ق.ظ
تارنمای گرامی سلام
مقاله مفیدی نوشتی . شخصا پس از یکماه کش و قوس به کروبی رسیدم . امیدوارم اشتباه نکرده باشم . در مورد کرباسچی هم معتقدم در حقش جفا صورت گرفت … (اگه توفیقی بود بعدا مطالبی رو در این زمینه خواهم نگاشت . امید که شما و بقیه دوستان هم در این بحث مفید و ملی مشارکت کنند .) یا حق
2. خرچنگ زاده | می 25, 2009 at 1:17 ق.ظ
کروبی را بیشتر از موسوی می پسندم. کروبی مرد میدان عمل است. مرد میدان عمل بودن موسوی بودن را نمی دانم. همین قدر می دانم که وی مرد میدان صحبت هم حتی نیست!
——————–
شاید اگر میرحسین سکوت طولانی و استعفاهای مدام در پرونده ی فعالیت سیاسی اش نداشت، با فرمایش شما مشکل داشتم. ولی من هم در مرد عمل بودنش شک دارم به هر حال.
3. نمك | می 25, 2009 at 1:36 ب.ظ
سلام
با همهی اینها من فکر میکنم کروبی ولو اینکه رئیس جمهور نشود – که نمیشود- حتما باید رایی آبرو مند که شان ایشون هست داشته باشه
شاید باور نکنید ولی من امروز به ستاد ایشون رفتم و با مسئولین ستادش صحبت کردم تا شاید کمکی به روشهای تبلیغی ایشون کرده باشم
امیدوارم ایشون در نزدیکی بتونند شخصی با شهامت و شفافیت خودشون را وارد عرصهی سیاست کنه
موفق باشی
———————–
سلام
جدی شما امروز به ستاد ایشون رفتی؟ در راستای همون عرضی که بنده گفتم؟؟!
4. محمد | می 25, 2009 at 5:13 ب.ظ
امام عزیز گفتند کسانی که از میرحسین انتقاد می کنند توانایی اداره یک نانوایی هم ندارند.
استعفای میرحسین در آن شرایط سخت بهترین کار بود اگر میرحسین استعفا نمی داد باید فکر می کردیم که اهل قدرت است! آنقدر مخالفت با میرحسین در آن شرایط بهرانی کردند که فکر کرد جای خود را به دیگری بدهد بهتر است.
و امروز قهرهای دوستان شما را در شرایط خیلی خوب میبینیم که بخاطر یک دکتر قلابی! چندین هفته وقت خود و مجلس را میگیرید.
میرحسین جنگ را با آن نفت اداره کرد ولی شما با این نفت 150$ و صندوق چگونه کشور را اداره کردید؟
متوسط تورم جهانی 5% بود ولی شما تورم 18 درصدی ما را به چند رساندید؟! با این نفت؟
و…
—————————
یک. یعنی واقعا انتقاد کردن از میرحسین موسوی جرمی به این بزرگیه؟ اون هم بعد از بیست و چند سال؟ یعنی ایشون این قدر بی عیب تشریف داشتند و دارند؟
دو. علل استعفای میرحسین به کنار، ولی خود امام هم به استعفای میرحسین انتقاد کرد و با ایشون به تندی برخورد کرد. بخصوص که برای استعفا، حتی با امام هم مشورت نکرده بود. کاش جواب این سؤال رو می دادین.
سه. اگر دولت نهم یک کردان داشت، دولت اصلاحات 35 کردان داشت. از جمله آقای حاجی وزیر محترم آموزش و پرورش دولت اصلاحات و …
چهار. در زمان میرحسین، بودجه نفت دو قسمت می شد. یک قسمت به جنگ و جبهه و دیگری به یارانه کالاهای اساسی و کوپن و … اصولا نه طرح سازندگی در میون بود که هزینه داشته باشه و نه خرج های دیگری در میون بود. از همه اینها بگذریم قیمت جهانی کالا بود که نسبت به الآن قابل مقایسه نیست.
پنج. اصلا این مطلب چندان ربطی به موسوی نداره. بحث سر آقای کروبیه. شما حالتون خوبه ایشالله؟
5. فیضیه | می 29, 2009 at 4:06 ق.ظ
سلام
امیدوارم کروبی انتخاب بشه . راستش با توجه به وقایعی که در کشور رخ میده ( نظیر حوادث تروریستی ) و همینطور شکاف عمیق بین نخبگان سیاسی و … انتخاب فردی دانا که متعصب نباشه و بتونه با همه گروهها از جمله اقلیتهای قومی و مذهبی تعامل سازنده داشته باشه ( در جهت خشکاندن ریشه تروریسم و وهابیت و .. ) بسیار لازمه . آقای احمدی نژاد و همفکران ایشون علیرغم تلاشهایی که انجام دادن اما بدلیل بعضی تعصبات مذهبی و … زمینه رو برای جنگ مذاهب اسلامی فراهم کردن ( نا خواسته )! البته تروریستها رو باید به قاطعانه ترین شکل ممکن سرکوب کرد اما بدون رابطه مثبت با جهان خارج چگونه این امر امکانپذیر است ؟ الان ما به کسی نیاز داریم که آب روی آتش بریزه و نه بنزین ! و سپس با رایزنی با نخبگان سیاسی زمینه یک انسجام و اتحاد ملی رو بین همه گروهها فراهم کنه تا ایران یک مشت واحد شود .