جشن پیروزی دکتر احمدی نژاد

ژوئن 14, 2009

انتخابات ریاست جمهوری دهم، با شگفتی هایی که داشت، تمام شد. برخلاف تصور برخی که قافیه را باخته اند و همچنان بر “توهم” خود باقی مانده اند، پیروز واقعی این انتخابات، مانند همه ی انتخابات گذشته، نه احزاب و اشخاص، که مردم بودند.

مردم ایران دوباره نشان دادند که به هیچ حزب، گروه یا شخصی بدهکار نیستند؛ که برعکس، احزاب، گروه ها و شخصیت ها بدهکاران واقعی این مردم انقلابی اند. این مردم اگر روزی تشخیص دهند که اشخاصی در مسیر رود خروشان انقلاب قرار دارند، با جان و دل از آن ها حمایت می کنند. و اگر روز دیگر آنها را مخالف انقلاب و اسلام و همراه با بیگانگان بیابند، بدون تعارف، از صحنه ی روزگار، حذفشان خواهند کرد.

آنچه می بینید، فقط صحنه هایی از جشن پرشور مردم قم و راهپیمایی خودجوش آن هاست که از انتخاب دولت خدمتگزار، به وجد آمده اند. مردمی که نشان دادند، راه انقلاب، خدمت، مردمی بودن، ساده زیستی، عزّت مداری، عدالت محوری، و پیشرفت را بر انقلاب های مخملی، مصالح گروهی و حزبی، ترس از بیگانگان، یک بام و دو هوا بودن، ولخرجی و اسراف گرایی، دنیا محوری و دروغگویی، ترجیح می دهند.

Entry Filed under: سیاسی. برچسب: , , , .

19 Comments Add your own

  • 1. رضا  |  ژوئن 15, 2009 at 1:26 ق.ظ

    خیلی مراسم با شکوهی بود…
    به طوری که مردم ساوج بلاغ و اسلام شهر و کرج خودشون رو به ولی عصر رساندن و با گروهی از مامورین نیروی انتظامی که تصادفا برای هواخوری به ولی عصر آمده بودند در این مراسم با شکوه شرکت کردند.
    این جماعت چوبها و باتوم های بلندی در دست داشتند که احتمالا برای خلال دندان هایشان آورده بودند. مقداری اسپری هم داشتند که احتمالا خوش بو کننده هوا بوده.
    راستی این سرعت کم اینترنت و قطع شدن اس.ام.اس ها و… که توهم نیست؟
    البته چون راه دور بود و عده ای از این دوستان اصلا به عمرشان تهران نیامده بودند گروهی از خیرین با اتوبوس هایی این جماعت را آوردند و بردند. گروهی دیگر از آنها نیز به عنوان عمله نیمه وقت به استخدام نیروی انتظامی درآمده و ماشاالله گویان به هنرنمایی پرداختند.

    —————————–
    آقا رضا بیدار شو! صبح شده! چقدر خواب “توهم” می بینی؟!

  • 2. رضا  |  ژوئن 17, 2009 at 12:22 ق.ظ

    حرفت رو گوش کردم برادر
    بیدار شدم رفتم امروز میدون ولی عصر. نصف بیشتر شرکت کنندگان در راهپیمایی وحدت بی سیم و باتوم داشتن.
    چه اشکالی داره؟ این جزو آداب رسوم محلی ساکنین حومه تهرانه که با باتوم و بی سیم این ور و اون ور برن. بعضی هاشون نیمه وقت در استخدام نیروی انتظامین.

    ———————————–
    رضا، هنوز در خواب غفلت موندی! این نصف بیشتر که میگی ارزشی بیشتر از یه شوخی تلخ نداره. جناب! خیلی از دوستان تهرانی من در این مراسم حاضر بودند. به شهادت اونها، این “مردم” بودند که اومده بودند. نه چماق دارها و باتوم و بی سیم دارها.
    جناب! وقتی در مقابل تجمع قانونی مردم، ستاد بعضی نامزد ها، طرفداراشونو به تجمع غیرقانونی همزمان در نقطه ی روبروی این جمعیت فراوان تشویق می کنند، و وقتی در بین حامیان این نامزدها اوباش و قمه به دستان حرفه ای تزریق شدند، و وقتی اتاق فرمانی در پس این ماجرا، اونها رو رهبری میکنه، که بعضی سرانشون همون غائله سازان 18 تیر مثل آقای تاجزاده و… هستند، شما انتظار دارین نیروی انتظامی بره خونه ش بگیره بخوابه؟! مثل این که شما توی ایران تشریف ندارین! مثل این که نمیدونین حتی برای یک تجمع یا راهپیمایی ساده یا صنفی هم نیروی انتظامی در آماده باش کامل به سر می بره، چه برسه به این تجمع گسترده که احتمال هر نوع خشونتی توش میره. معلومه که مردم باید تکه به تکه حضور پلیس رو احساس کنند تا بتونن با خیال راحت در تجمع علیه یه مشت اوباش و قاتل شرکت کنند. اگه خدای نکرده در این مراسم خون از دماغ کسی راه می افتاد، شما و بزرگترهاتون نیروی انتظامی رو محکوم نمی کردید که چرا امنیت محل رو تأمین نکرده بود؟ یه کم تکون بخور آقای محترم، بیدار شو! صبح شده!

  • 3. رضا  |  ژوئن 17, 2009 at 6:58 ب.ظ

    بعله برادر. از دید شما نصف بیشتر مردم ایران متوهمند و در خواب تشریف دارند. برای این که از خواب بیدار بشن باید با چماق کوبید توی سرشون. اگر دانشجو باشن باید رفت با گلوله زد توی ملاجشون. برای اینکه توهمشون برطرف بشه باید بای اسپری فلفل و شوکر برقی سروقتشون. شما می خوایید توهم همه ما رو رفع کنید. با شکستن شیشه خونهامون. با به گلوله بستنمون. با شکستن شیشه ماشینهامون.
    البته در راه رفع توهم ما دروغ هم کم نمی گید ماشاالله!
    نمونه اش همین نوشته خودتون توی این چند خطی که نوشتی دریغ از یک حرف راست.

    ———————————
    این که میگم توهم داری واقعیته. مشکل اینه که نمی خوای قبول کنی. کسانی که به اسم دانشجو میرن اموال عمومی رو به آتیش می کشن و زن و بچه ی مردم رو میکشن، باید باهاشون برخورد بشه. اینها نه تنها حامیان آقای موسوی نیستند، که حتی نظام جمهوری اسلامی رو هم قبول ندارن. شما انتظار داری اونها هر غلطی دلشون خواست بکنن، بعد پلیس و نیروهای امنیتی راحت بشینن نگاه کنن؟ آیا حکومت مسؤول امنیت و جان مردم نیست؟ آیا برخورد با اوباش وظیفه ی اونها نیست؟ الحمدلله تصاویر این قدر واضحه که جای هیچ شبهه ای نمی ذاره. شاهدهای عینی هم که تو این ماجراها حضور داشتند شهادت می دن که این اغتشاشها کار مردم نبوده و کار یه گروه از قبل هماهنگ شده ـ مثل گروه اوباش 18تیر که زیر نظر مستقیم آقای تاجزاده و رفقاشون مدیریت می شدند ـ هست. پلیس هم با مردم درگیر نشده و نمیشه. نمونه ش همون تجمع حامیان آقای موسوی بود که تا آخرش به آرومی انجام شد. اغتشاشهای بعدیش هم کار همون گروهه که گفتم. به شما توصیه میکنم یه کم بیشتر به اطرافتون دقت کنید. شاید جوون باشید و احساسی. ولی واقعیت همیشه اونی نیست که از وبلاگها و رسانه ها میشنوی. بخصوص رسانه هایی که قسم خوردن که آرامش برای این مملکت و این مردم نذارن. رسانه هایی که تنها توجیه فعالیتشون نابود کردن مردم ایران و به بردگی کشوندن اونهاس. شما دستهای پنهان و آشکار مفسدان اقتصادی ـ از جمله باند آقای هاشمی ـ رو تو این قضیه ندیده گرفتی. باند قدرت طلبان منزوی شده رو هم ندیده گرفتی. پیشنهاد میکنم به لینکهای مربوط به انتخابات که در کنار وبلاگم گذاشتم یه سری بزن تا واقعیت ها برات روشن بشه. این هم بعضی نمونه هاش: http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=20413 و http://www.repubblica.it/2006/05/gallerie/esteri/proteste-mousavi/18.html همه ی تصاویر این لینک رو ببین لطفا!

  • 4. یک غریبه  |  ژوئن 18, 2009 at 3:10 ق.ظ

    دلم میسوزه که آدم خوبی هستی ( که حتی بالقوه توان اولیا اللهی داری ) ولی تو این مسئله داری اشتباه میکنی و از یک شبه شیطان حمایت میکنی . البته تو گناهی نمیکنی چون با شناختی (نسبی) که ازت دارم با حجت عقلی عمل میکنی و پدیده ای که روبروت قرار گرفته اونقدر پیچیده هست که نمیشه شما یا هر کس دیگری رو ملامت کرد بابت انتخابتون .
    ولی دوست عزیز . این – و این نشان . گذر زمان حقیقت رو رو خواهد کرد .
    بر وهابی و صهیونیست و حجتیه ای لعنت .
    درود بر شیعیان راستین علی مرتضی و فرزندان خلفش
    ننگ بر کسانی که نظام اعتقادیشان بر تفرقه و هرج و مرج استوار است و با ایجاد تضاد در بین استوانه های نظام و مسئولین باعث شکاف در حاکمیت و مردم شدند .
    دیروز جنگ شیعه و سنی را کلید زدند و امروز جنگ شیعه با شیعه را
    که هدف این نااهلان گل آلود کردن آب و قبضه کردن قدرت است و اگر امروز موفق شوند در حرکت بعد ولایت را هم حذف خواهند کرد .
    تا دیروز دشمنمان آمریکا بود و امروز برادر من برادرش را دشمن خود میپندارد …

    ——————————-
    دوست عزیز، هر کسی که هستی، سلام. تاریخ نشون داده که بدترین دشمنان همیشه از دل خودی ها بیرون اومدن. چرا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از کافر نمی ترسید ولی از منافق می ترسید؟ چرا این همه آیه در قرآن درباره منافقین و توطئه هاشون سخن گفته؟ چون منافق خودش رو مسلمون ـ اون هم بسیار معتقد ـ جا می زنه. منافق از امریکا و اسرائیل صادر نمیشه. منافق کسی هست که نتونه پا روی نفسش بذاره. نفاق به تدریج در دل انسان رشد می کنه. اینها هم واقعیت هست. اینها رو نمیشه ندیده گرفت. منافق حتی می تونه در رأس قدرت باشه ولی خودشو نشون نده. اسلام هم به ما معیار داده. معیار شناخت منافق و مسلمون خالص. منافق یه جاهایی خودشو نشون میده. منافق یه جاهایی کم میاره. منافق هم اینوره هم اونور. منافق نه اینوره نه اونور. شاید نیاز به توضیح بیشتر نباشه. خودتون مصداق یابی کنید.

  • 5. رضا  |  ژوئن 18, 2009 at 10:25 ق.ظ

    خیلی خوبه که من رو ارشاد میکنی برادر دستت درد نکنه. عکس هایی که گذاشتی فیلتر شده.
    نمی دونم این عکسها و باقی عکس ها اگر اینقدر گویاست پس چرا فیلتر می شن؟ چرا اصلا صدا و سیما این عکس ها رو پخش نمی کنه تا آشوبگرا روسیاه بشن؟ چرا سرعت اینرتنت رو کم کردن؟ چرا دارن سایت ها رو دقیقه ای فیلتر می کنن؟
    چشم حتما سعی می کنم از خونه خارج شم. از این به بعد هم قول می دم فقط روزنامه کیهان و سایت رجا نیوز رو بخونم. اگرم همسایه هامون گفتن که نیروی انتظامی شیشه خونه هاشون رو شکسته یا لباس شخصی ها کتکشون زدن بهشون میگم اینا همه توهمه. اینا دانشجو بودن که لباس نیروی انتظامی پوشیده بودن. اگر مادرم گفت روی دیوارهای خونمون جای گلوله هست میگم اینها همه اش خیاله.
    اگه دیدم از روی پشت بام مقر بسیج با کلاش مردم بیچاره ای که تنها سلاحشون سنگه به گلوله بستن می گم اینها دروغه.
    اگه شنیدم آقای لاریجانی نسبت به اعمال لباس شخصی ها به وزارت کشور هشدار داده. اگه تو نامه آقای اعلمی خوندم که این لباس شخصی ها در هماهنگی کامل با نیروی انتظامی بودن و از لوازم نیروی انتظامی استفاده می کردن می گم همه اینها دروغه.
    اگه برادرم که تو بیمارستان حضرت رسوله گفت که چطور مامورهای نیروی انتظامی زخمی ها رو از روی تخت می کشن و می برن می گم نه داداش تو زیاد وبلاگ می خونی!
    سال 78 سردار نظری گفت دانشجوها خودشون اتقاق های خودشون رو تخریب کردن تا نیروی انتظامی رو مقصر جلوه بدن… سال 88 چی؟ لابد این بار دانشجو ها خودشون به خودشون گلوله زدن؟
    در مورد هاشمی: اگر مردید تکلیفتون رو با هاشمی روشن کنید. منافقه؟ ضد انقلابه؟ مثل بنی صدره؟ مفاسد اقتصادی داره؟ قبول.. چرا نمی گیریدش؟ چرا مجازاتش نمی کنید؟ نکنه چند ماه دیگه بیاد نماز جمعه تهران پشت سرش نماز بخونی؟ ما که یادمون هست امثال شما چطور از هاشمی دفاع می کردید. نگید دست رهبر بسته است. چطور امام در مورد بنی صدر حرف زد ولی رهبر شما سکوت کرده؟ شما که این همه شور حسینی دارید برید ببینم دستتون به چادر فائزه می رسه؟ ولی اگه رهبرتون با هاشمی سر یه سفره نشسته بی خود شعار ندید.
    کی زن بچه مردم رو کشته؟ کدوم زن و بچه؟ بازم شهدای خیالی؟ اگه داستان رجب پور رو میگی که اصلا سر قبرشون ننوشته شهید. نوشته مرحومه. داستانی هم پدر و بچه های خانواده گفتن کلی اشکال داره.

    —————————————
    نمیدونم واقعا تهران هستی یا نه؟! ولی اینهایی که تو داری برای من میگی، قبلا از خبرگزاری ها و سایت ها خوندم. نیاز به تکرار نبود برادر. خودم تمامشون عین همین که شما نوشتی خوندم. هم سایتهای حامی میرحسین موسوی. هم وبلاگهای ضد نظام و هم بعضی خبرگزاری ها به اصطلاح خودی! ولی مشکل من با شما اینه که باورم نمیشه شما توی تهران باشی! باورم نمیشه اینها رو از روی برادری و صداقت بگی. اون چیزی که من در تماس با دوستانم از تهران میشنوم و از مصاحبه هایی که با مردم میشه می بینم، غیر از این چیزی هست که شما ادعا میکنی. کاش اون عکسها برای شما فیل/تر نبود تا میتونستی ببینی چه کسانی به مردم حمله کردند. نیروی انتظامی و بسیجی ها (به قول شما لباس شخصی ها) یا اوباش سبزپوش مدعی حمایت از آقای موسوی!
    برادرم، از کجای یک تصویر که یک لباس شخصی روی یک بلندی ایستاده و تفنگ رو به گروه یا شخصی داره فهمیدی که طرف مقابلش مردم عادی هستند؟ از کجا معلوم که اینها همون اوباش نباشند که به پایگاه های بسیج حمله کردند تا اسلحه ها رو به غارت ببرند و زن و بچه ی مردم رو بیشتر بکشند؟ نکنه هنوز باورت نشده اون مادر و دختر کشته شدند. اون هم به دست همین سبز پوش های قانون گریز! حالا شما اسمشو شهید نذار. مرحوم بذار. یا هر چیز دیگه. مهم نیست. مهم اینه که خون بی گناهها ریخته شده. شاید هم نشنیدی که برادران اراذل و اوباش سبزپوش به اسم حمایت از آقای موسوی به پایگاه بسیج حمله کردند و 2 بسیجی دیگه کشتند؟ 5 نفر از خودشون هم به درک واصل شدند؟! از شما می پرسم. اونها به یک پایگاه بسیج چیکار داشتند؟ آیا میخواستند حقشون رو از اونجا بگیرند؟ آیا این در ادامه ی پروژه ی جناب هاشمی و موسوی در تحریک افکار عمومی مبنی بر دخالت ادعایی بسیجی ها در انتخابات نیست؟ چیزی که هیچ دلیلی براش نداشتند. و اساسا قبل از انتخابات امکان اثباتش نیست؟! بذار من تکلیفم رو با آقای رفسنجانی همین جا روشن کنم. آقای رفسنجانی یک نفر از شهروندان این کشور هست. کسی که برای انقلاب خیلی خیلی زحمت کشیده. بیش از اونی که من و تو تصور کنیم. ولی معیار من برای شناخت حقیقت، اشخاص نیستند. من برای شناخت حقیقت تابع عقلم هستم. و تابع اون امامی که فرمود:«اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله» حتی اگر روزی یکی از مراجع عظام یا حتی رهبر انقلاب رو خارج از حق ببینم، به عنوان یک مسلمون، و به حکم تکلیفی که امام معصوم و دین اسلام برگردنم گذاشته، بهش تذکر میدم. و اگر فایده نداشت، فریاد میزنم! آقای رفسنجانی و دیگران که جای خود دارند. من دارم می بینم که آقای رفسنجانی چطور به سابقه ی انقلابی ش پشت کرده و به حمایت کسانی پرداخته که مدعی شده بودند افکار امام و اعتقادات اسلام باید به موزه بره. کسانی که چیزی به نام «اسلام» رو بجز از دید اومانیستی و لاییک غرب قبول ندارند. کسانی که بجای تعقل در اعتقاداتشون، سراپا «مقلد» تفکرات غرب شدند. کسانی که بخاطر منافع شخصی، طایفه ای، و حزبی، حاضرند جان انسانها رو هم فدا کنند.
    برادر من، ایران فقط تهران نیست. و واقعیت فقط اون چیزی که شما با چشمت می بینی نیست! زحمت بکش پاتو از تهران بذار بیرون ببین همین دولتی که این قدر بهش نقد داری چقدر برای مردم کار کرده. بیا بیرون ببین احساس حقارتی که مردم در مقابل حاکمانشون داشتند و احساس فاصله ای که مردم نسبت به دولتمردان احساس می کردند، از بین رفته. بیا ببین پروژه هایی که دیگران نیمه کاره گذاشتند و خسارت هایی که دیگران به دوش مملکت گذاشتند، چطور توسط همین دولت تموم شد و خسارتها داره برطرف میشه.
    برادر من، همین که بجای «رهبر»، «رهبرتون» صداش میکنی، بارها و بارها به دولتمردان، از جمله جناب هاشمی، تذکر داده که مواظب فقر، بی عدالتی، رانت خواری، مفاسد اقتصادی و… باشین. ولی کو گوش شنوا. شما فکر میکنی کنار گذاشتن آقای رفسنجانی خیلی راحته؟ مثل جدا کردن یک برگ؟ شما نمیدونی که آقای رفسنجانی الآن خودشو مساوی با تمام نظام میدونه؟ شما فکر نمیکنی آیا با کنار رفتن ایشون چه خسارتهایی به انقلاب میرسه؟ از همه ی اینها بگذریم. آیا شما فکر نمیکنی، آقای رفسنجانی خوبی هایی داره که توی مجمع تشخیص به درد نظام بخوره؟ و نفعش بیشتر از ضررش باشه؟ و آیا فکر نمیکنی که شاید اصلا بهتر از ایشون برای مجمع نداشته باشیم؟ و آیا این تفاوت را قائل نیستی که نماینده ی رهبر ـ و حتی نماینده ی امام معصوم ـ بودن، مانع این نمیشه که نماینده ها نسبت به عملکردشون به مردم و حکومت و رهبر باید پاسخگو باشند؟ ما ـ برخلاف اون چیزی که شما فکر میکنی ـ آقای هاشمی رو دوست داریم. هنوز هم بهش ارادت داریم. ولی ترسمون از اینه که ایشون بجای جبران کردن اشتباهات فاحشش، و بجای پاک کردن دور و بری هاش، به جایی برسه که کار از کار بگذره. ما خیرخواه انقلاب، نظام، مردم و خود آقای هاشمی هستیم.

  • 6. رضا  |  ژوئن 19, 2009 at 10:12 ق.ظ

    1- لابد در تهران زندگی کردن بنده و پدر مادر اطرافیانم توهمه و خواب خیاله. لابد ما ها تو اسرائیل زندگی می کنیم. شایدم آمریکایی باشیم؟
    می بینید نیتجه تفکر دگماتیستی رو؟ اگه لازم باشه وجود قله دماوند رو هم انکار می کنید. به قول استالین اگر نظر من با واقعیت نمی خونه باید گفت وای به حال واقعیت.
    اگر بخوام مثل شما فکر کنم باید بگم برای من هم سخته که باور کنم شما منفعتی در دولت احمدی نژاد ندارید! برای من سخته که باور کنم دوستان شما یک مشت آدم عادی باشند.
    می شه به من بگی اینها کی هستن که چند نفری ریختن سر یه مرد مسن و دارن با باتوم می زنن توی سرش؟ آدمی که مشخصه رهگذره و توی تظاهرات نبوده؟
    http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5347608290171530690
    یا این آقایون چه کارن؟
    http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5346881123127080530
    اینها کین که توی میدون ولی عصر مانور غیر قانونی موتوری برگذار می کنند؟
    اون عکس هایی رو گذاشته بودید با فیلتر شکن باز کردم. چیزی رو ثابت نمی کرد. یک عده داشتن سمت (لباس شخصی ها و نه مردم) سنگ پرت می کردند. یک مامور نیروی انتظامی بین جمعیت مردم گرفتار شده بود. رفتار مردم با اون انسانی تر از رفتار لباس شخصی ها و نیروی انتظامی با مردم دستگیر شده بود.
    بهرحال جواب حرفهاتون رو در مورد پایگاه بسیج و اون مادر و دختر و هاشمی جدا و مستدل می دم. این نوشته ها را قبلا در وبلاگ آهستان گذاشتم.
    می تونید از دوستانتون در تهران بپرسید. اگه جوابی داشتید بگذارید.

    ————————————–
    آقای محترم، نه من شما رو میشناسم که حرفتون برام سند باشه و نه شما منو میشناسید که ادعاهام واسه تون سند باشه. توی این دنیای مجازی این قدر از این ادعاهای خلاف واقع که خلافش ثابت شده شنیدم و از این ادعاها و اسناد جعلی خلاف واقع دیدم که گوش و چشمم پره. پس به من حق بده که ادعای شما رو کشک هم حساب نکنم! به شما هم حق میدم که ادعاهای منو کشک حساب نکنید. این که میگم در صداقت شما شک دارم یه ادعا نیست. من تابع عقلم هستم. تا اونجا که خودم رو میشناسم یک لحظه هم جایی با تعصب برخورد نکردم. شما رو نمی دونم! کاش بجای گذاشتن چند تا لینک، همه ی عکسهای این لینکها رو میدیدی تا برات روشن بشه که آقایون سبز پوش چه کردند و در مقابلشون پلیس چه کرده. اگه شما از این همه عکس ـ منظورم همون لینک هایی هست که خودت اینجا گذاشتی ـ به یقین نمیرسی که اغتشاشگر کی هست و مدافع کی هست، تقصیر خودتونه. میتونین همین طور باشین. مهم افکار عمومی هست که باید قضاوت کنه!
    وجود نیروهای لباس شخصی بسیج در شرایط بحرانی، یک امر طبیعی در کشور ماست. اگه اطلاع ندارین میتونین از ایرانی ها بپرسین! بسیجی ها همین مردمی هستند که در کوچه و خیابون راه میرن، زندگی می کنند. مثل بقیه هستند. فحش خورشون ملسه و اکثرشون جز همین فحش ها بهره ای نصیبشون نمیشه.
    یک مشکل بزرگ که امثال من با امثال شما دارن اینه که باید با یه دیکتاتوری خشن توی این دنیای مجازی ـ و گاهی هم دنیای حقیقی ـ مبارزه کنن. یه دیکتاتوری شیک که ادعای آزادی بیان و دفاع از آزادی و حق! می کنه. ولی حاضر نیست استدلال مخالفش رو بشنوه. نمی گم قبول کنه. حاضر نیست بشنوه! نگاه کن به بعضی دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن، یا فحش ناموسی دادن (که خیلی هاش رو پاستوریزه کردم!!) و یا منو مزدور رژیم دونستند. بدون اینکه بدونن من کی هستم و با چه اهدافی اینجا مطلب میذارم. نهایتش شما هستی که دلیلهاتو میاری. و البته یه گوشه چشمی هم به دلیلهای من میندازی. ولی تعصب، جو رسانه ای، خبرسازی ها و شایعات بهت اجازه نمی ده که واقعیت ها رو ببینی.
    شما رو نمی دونم. ولی من هیچوقت قائل به صفر و صد نبودم. به وقایع اطرافم همیشه سعی کردم واقع بینانه نمره بدم. نه صفر مطلق و نه صد مطلق. اگه آقای احمدی نژاد رو قبول دارم، به اندازه ای که باهاش اختلاف دارم، بهش انتقاد هم می کنم. اگر آقای رفسنجانی یا خاتمی رو قبول ندارم، به اندازه ای که خدمت کردند، بهشون احترام هم میذارم. ولی شما اکثر مخالفان احمدی نژاد رو ببینید! 50 درصد حرفهاشون فحش، تهمت، دروغ، و مسخره کردن هست. اینه که من راهم رو از این گروه جدا کردم و بدون اینکه جو بگیردم سراغ وجدان و عقلم و عقایدم رفتم.

  • 7. رضا  |  ژوئن 19, 2009 at 10:16 ق.ظ

    2-در مورد به اصطلاح مادر و دختر شهید و حمله به پایگاه بسیج.
    مصاحبه محمد رجب پور با خبرنگار كیهان:…. اوباش كه ظاهراً به قصد تصرف پایگاه بسیج به این خیابان هجوم آورده بودند با تیراندازی به سمت مردم باعث رعب مردم شدند و مادر و خواهر من نیز كه در حال عبور از آن خیابان بودند برای در امان ماندن وارد مهد كودك فوق الذكر شدند
    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1882782
    کمی بعد: داستان عوض می شود.
    فرمانده پايگاه بسيج نیز كه در مراسم تشييع پيكر اين دو شهيده حاضر شده بود به خبرنگار فارس گفت: مادر خانواده به مدت 10 سال در بسيج خواهران اين مسجد فعاليت داشته است و به همراه دختر خود در مهدكودك آواي باران به عنوان مربي كار مي‌كردند. دو روزي بود كه مهد‌كودك تعطيل شده بود و آن‌ها براي تميز كردن مهد به آن‌جا رفته بودند. پس از مدتي كه از آنان خبري نمي‌شود پدر خانواده به بنده كه در حال آماده‌باش بودم اطلاع دادند و خواستند به مهد‌كودك بروم كه وقتي به آن‌جا رسيدم…
    http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8803270941
    معلوم نیست که این دو نفر اتفاقی به درون مهد کودک می روند یا از قبل در مهد کودک بوده اند؟ اصلا تمیز کردن مهد کودک چه ربطی به آنها داشته؟ یعنی چه مهدکودک تعطیل شده؟ آیا ساختمان مهد کودک تعطیل شده در اختیار بسیج بوده؟ پدر خانواده چرا با فرمانده بسیج تماس می گیرد؟ چطور فرمانده ای که به گفته خودش در حال آماده باش بوده محل خدمت خود را ترک می کند؟ آیا پدر خانواده و سایر اعضای خانواده عضو پایگاه بسیجی که در حال آماده باش بوده هستند یا نه؟ آنها در آن روز چه کار می کردند؟
    در نهایت خانواده مقتولین به سرعت و بدون هیچ تحقیقاتی جنازه را دفن! و اعلام می کنند: اغتشاشگران جنايتكار را به خدا واگذار مي‌كنيم!
    http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8803270941
    و معلوم نمی شود که تیراندازی با چه سلاحی انجام شده؟ چطور مادر خانواده که در داخل ساختمان در حال سجد بوده کشته می شود. گلوله چگونه این مسافت را طی می کند؟ چطور می شود خانواده مقتول به این سادگی و سرعت از خون کشته شدگان می گذرد؟ آ
    چرا بر سر قبر این دونفر به جای شهید نوشته شده مرحومه؟
    http://www1.farsnews.com/plarg.php?nn=M544712.jpg
    محمد رجب پور در مصاحبه ای: شهادت همسر و دخترش را با شهادت دو سرباز دیگر همزمان دانسته…
    http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=20413
    نام این دوسرباز چیست؟ و به چه وسیله ای شهید شده اند؟ چرا تاکنون برای آنها مراسمی گرفته نشده؟
    چرا صدا و سیما مدام اعلام می کند در حمله به یک پایگاه نظامی و نمی گوید حمله به مقر بسیج؟
    به شهادت عکس ها سلاح آشوبگران تنها سنگ و کوکتل مولوتوف بوده. پس گفته های خانواده رجب بیگی و فرمانده پایگاه شهید پنبه چی دال بر اینکه آشوب گران سلاح گرم داشتند و تیراندازی کردند دروغ است. این اعضای بسیج بودند که مسلح بوده اند.
    پرتاب سنگ یا کوکتل مولوتوف یک شیوه اعتراضی رایج است. مامورین امنیتی هیچ کشوری حتی اسرائیل در مقابل سنگ پراکنی از فشنگ جنگی آنهم به صورت تیر مستقیم استفاده نمی کنند. اگر هم نیاز به شلیک باشد به اصطلاح از کمر به پایین شلیک می کنند.
    در عکس ها یکی از کشته ها بر روی دست مردم دیده می شوند.می توان نتیجه گرفت که که این فرد در بیرون ساختمان تیر خورده. آن هم به طور کاملا دقیق و مستقیم به سرش.
    http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5347626745364275890
    در عکس ها اعضای بسیج با کلاه مخصوص ضد شورش و مسلح با خشاب اضافی دیده می شوند.می شود حدس زد که آنها از قبل آماده چنین حمله ای بودند. جای سوال اینجاست آنها که از قبل به کلاه ضد شورش مجهز بودند چرا از فشنگ پلاستیکی یا گاز اشک آور استفاده نکرده اند؟ چرا گلوله جنگی؟ آنهم به طور مستقیم؟
    http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5348322175842614210
    و البته این سوال همچنان باقی است که اعضای خانواده رجب بیگی در آن روز مشغول چه کاری بودند و توسط چه کسانی به قتل رسیده اند؟

    ———————————————-
    خب، من نه قاضی هستم و نه مسؤولیتی در این واقعه دارم. من هم مثل شما این واقعه رو از رسانه ها شنیدم. پس باید مثل خیلی های دیگه صبر کنم تا واقعیت در دادگاه روشن بشه. نمیدونم اطلاع رسانی هم میشه یا نه؟ ولی الآن برای قضاوت خیلی زوده. همه ی اسناد و مدارک منتشر نشده، یا دست کم به گوش من نرسیده. واقعا قضاوت کردن توی این شرایط سخته. درباره ای اون بسیجی ها هم باید بگم که بعد از شروع غائله، پایگاههای بسیج اون منطقه آماده باش بودن. پس طبیعیه که مجهز به سلاح باشن. اما این که تیراندازی کردن، باز نمیتونم به صرف این اخبار ناقصی که به گوشم رسیده قضاوت کنم. وقتی سرباز نیروی انتظامی حکم تیر نداره و با این که کاملا مجهز هست، زیر مشت و لگد و چوب و چماق سبزپوش ها له میشه، باید درباره ادعای شما خیلی خیلی شک کنم. میتونید تصاویرشو در ادامه ی همین تصاویری که فرستادید ببینید. (تصویری که بعضی دوستان سبزپوش ما در وبلاگهاشون گذاشتن و متوجه نشدن فرد کتک خورده سرباز نیروی انتظامی و از یگان ویژه هست. ولی بقیه ی تصاویر اینو کاملا روشن میکنه. نگاه کنید:
    http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5346881187720100898 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5347144797429590962 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5347224275172569698 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5347090997938777138 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5346881498813069458 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5346881211929125266 و http://picasaweb.google.co.uk/bahramks/RiotsInTehran#5346881176527867394 امیدوارم نگین اینها براتون فیل/تره!) بعلاوه که بعضی خبرها نشون میده که بعضی از آشوبگران مجهز به اسلحه هم بودن.

  • 8. رضا  |  ژوئن 19, 2009 at 10:21 ق.ظ

    3- در مورد هاشمی:
    من نفهیمدم بلاخره موضع شما همفکران شما در مورد هاشمی چیه؟ در این چند روز امثال شما مدام دیگران را نصحیت کردند که این دعوای موسوی نیست بلکه بر سر هاشمی است. نباید مردم خودشان را قاطعی کنند. خوب اگر دعوا سر هاشمی است و موسوی عروسک هاشمی است بروید سر وقت خودش.
    خودش خوب است اطرفیانش بدند؟ خودش را باید در نظام نگه داشت ولی بچه هایش را به جرم دزدی باید انداخت زندان؟ خوب باشد بروید سر وقت بچه هایش. بسم الله ببینم می توانید محسن هاشمی را مترو بلند کنید؟
    چطور حذف هاشمی سخت است؟ مگر نظام منتظری را ظرف 1 یک روز حذف نکرد؟ بنی صدر را چطور؟ هاشمی از منتظری که مرجع تقلید و جانشین امام بود گنده تر است؟
    فقر فساد و تبعیضی که در دوران هاشمی بود را همه می دانند. داستان خانواده اش را همه می دانند خوب که چی؟ وقتی طبرزدی در پیام دانشجو سال 74 بعضی مسائل را افشا کرد چه کسانی به او حمله کردند؟ وقتی گنجی مقاله عالیجناب سرخ پوش را نوشت چه کسانی می خواستند رفسنجانی رئیس مجلس بشود؟ سال 76 چه کسانی طرح افزایش مدت ریاست جمهوری هاشمی را دادند؟ جوابش مشخص است دوستان امروز آقای احمدی نژاد. هیات موتلفه.

    ———————————–
    همیشه افراط و تفریط، نابود کننده ی انسان ها و جوامع بوده و هست. به قول قدیمی ها «نه به اون شوری شور و نه به این بی نمکی»! نه به حمایت های کورکورانه ی بعضی راستی ها از آقای رفسنجانی در دوره ی قبل از 2 خرداد و نه به بی وفایی های الآنه شون. همچنین نه به اون تخریبهای گسترده ی برادران اصلاحاتی درباره ایشون در اوج قدرت اصلاحات و نه به این حمایت کورکورانه ی حالا شون! گفتم. باز هم میگم. برای من آقای رفسنجانی نه صد هست و نه صفر. ایشون خدمت زیاد کردن. تهمت هم زیاد شنیدن. ایشون نماینده ی رهبر هستند. ایشون یکی از خادمان انقلاب هستند. ایشون… ولی همه ی اینها به یک طرف، و اشتباهات فاحش ایشون هم به یک طرف. ایشون همون طور که باید درباره ی خدماتشون مورد قدردانی و احترام قرار بگیرن، باید درباره ی اشتباهاتشون هم پاسخگو باشن. چند سؤال ساده: آقای رفسنجانی چرا از بعضی مخالفان نظام و اسلام حمایت می کنند، در حالی که همین ها در دوره ی اصلاحات، تیشه به ریشه ی انقلاب و اسلام زدند؟ آقای رفسنجانی چرا تکلیف خودشون رو با دور و بری هاشون روشن نمی کنند؟ چرا درباره ی ثروت پسران و دخترانشون شفاف سازی نمی کنند؟ چرا درباره ی رانت هایی که این افراد استفاده کردند، موضعشون رو روشن نمیکنند؟ چرا اصلا برخورد نمی کنند؟ شما میگین اینها ثابت نشده، اشکال نداره «اتقوا مواضع التهم» چرا این تهمت رو از سر خودشو رفع نمی کنند؟ همون طور که نسبت به اموال خودشون این کار رو کردند؟ چرا ایشون حتی نسبت به طلبه ای که ـ همه ما دیدیم ـ فقط سؤال داشت، اون برخورد رو کردند؟ ایشون از رهبر انقلاب که بالاتر نیستند. چرا مثل رهبری با سعه ی صدر برخورد نکردند و جواب منطقی به سؤالهای اون روحانی ندادند و سکوت کردند تا به تبعید و خلع لباس و .. محکوم بشه؟ اون هم فقط به جرم سؤال کردن از یک مقام حکومتی!! ایشون چرا نسبت به دخالتهای بی انصافانه ی خانواده شون در امر سیاست موضعگیری نمی کنند؟ ایشون چرا… . آقای رفسنجانی اصلا گُل، مؤمن، مجاهد و… . چرا درباره ی اینها پاسخگو نیست؟ چرا تهمت رو از خودش دور نمیکنه؟ چه فرقی بین رهبر انقلاب هست که پسرهاشو تهدید کرده که حتی در صورت مشارکت در مسائل اقتصادی سالم، باهاشون برخورد میکنه، و بین ایشون که اجازه میده بچه هاش این ثروتی رو به دست بیارن که معمولا در کشور ما از راه صحیح به دست نمیاد؟؟ اینها سؤالهای ماست که باید ایشون پاسخ بدن. و این که چرا در آستانه ی انتخابات، بجای پاسخگویی به افکار عمومی، رهبر رو تحت فشار قرار میدن؟ و چرا پسرهاشون با انواع دروغ و تهمت سعی دارن وجهه ی دولت رو از طرف ایشون خراب کنند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

  • 9. فیضیه  |  ژوئن 19, 2009 at 12:08 ب.ظ

    تارنمای گرامی سلام

    ایکاش اینقدر که مسئولین فساد ستیز ! ما به فکر فساد خانواده هاشمی بودند به دیگر مفاسد هم توجه نشان میدادند . مثلا صداقت یک مولفه بسیار مهم میباشد . من به فرزند خود میگویم راستگو باش تا در زندگی موفق و معتبر باشی .وقتی او با چشم خود میبیند که بعضی با توسل به انواع روشهای غیر مشروع موفق میشوند در ناخود آگاهش اینجور ثبت میشود که برای رسیدن به هدف باید … بود و فردا او تبدیل به کلاهبردار و یا …. خواهد شد ( برای مثال عرض کردم ) .
    چون شما و تورجان آبروی روحانیت در دنیای مجازی هستید و شخصا در بین اصولگرایان مجازی فردی به صداقت و با ادبی شما سراغ ندارم این انتظار از شما میرود حالا که پیروز انتخابات شده اید دستکم اهتمام جدی به وضعیت اخلاق جامعه داشته باشید و از فرد منتخب بخواهید حتی الامکان برای رسیدن به هدف ولو مقدس از هر وسیله ای استفاده نکند !

    ——————————–
    فیضیه ی عزیز، من همیشه رسالتم رو در نقد دولتها و دولتمردان دونستم. و به شما قول میدم که از این رسالتم یه ذره کوتاه نیام. شاید در دنیای مجازی بخصوص در این وبلاگ، به جهت رویارویی با آماج تهمتهای ناروایی که به دولت نهم شد، این قدر فرصت پیدا نشد که به صورت علمی و بدون تعصب انتقادهای خودم رو از این دولت و از شخص رییس جمهور بیان کنم و بیشتر کارم در این دوره، به دفاع از حقایق گذشت، و البته مشکلات شخصی و تحصیل و … هم مانع رسیدن به این هدف شد. شاید به همین دلیل بود که متهم به تعصب نسبت به دولت شدم. ولی تأکید می کنم که روحانیت واقعی کورکورانه از هیچ شخص و گروه و حزبی حمایت نمی کنه. اگر چه من خودم رو کمتر از این میدونم که اصلا روحانی باشم چه برسه به اینکه نماینده یا آبروی این قشر پر ارج باشم، ولی سعی میکنم رسالت واقعی اونها رو توی دنیای نابسامان مجازی به خوبی پیاده کنم. از خدای بزرگ هم میخوام که کمکم کنه.

  • 10. رضا  |  ژوئن 20, 2009 at 6:50 ق.ظ

    1- از توجه و وقتی که گذاشته اید ممنوم.
    می دانی برادر من مشکل شما چیست؟ حتی یک درصد هم امکان نمی دهید که شما، همفکرانتان، برادران نیروی انتظامی و در نهایت رهبرتان اشتباه کنید. یک جبهه حق وجود دارد که شما هستید و یک جبهه باطل که همه کسانی که خلاف شما بگویند.
    نمونه اش برخورد شما با من است: اول می گویید که سخت است باور کنید که من در تهران زندگی کنم… بعد می گویید به خاطر شرایط دنیای مجازی حق دارید که باور نکنید که من اهل تهرانم… بعد پای آدمهای دیگر را می کشید وسط که فحش ناموسی به شما داده اند و توهین کرده اند..
    شما حکمهایتان را از قبل صادر کرده ایید. بهشتی ها و جهنمی ها را مشخص کرده اید. نیازی به تحقیق ندارید.
    لابد اگر من یک استشهاد محلی تهیه کنم که اهل تهرانم ، هنوز جای فشنگ 9 میلیمتری برادران لباس شخصی بر دیوار خانه مان هست. هنوز شیشه خانه همسایه مان که توسط یگان ویژه شکسته شد موجود است. می گویید نه خیر اینها همه ضد انقلابند. اگر فیلم هم نشانتان بدهیم لابد می گویید وسط دعوا که حلوا خیر نمی کنند اشتباه شده.
    از دیکتاتوری خشن در دنیای مجازی و حقیقی گفته اید.
    امید میرصیافی را می شناسید؟ دیکتاتوری یعنی اینکه به جرم وبلاگ نوشتن و توهین به رهبری سالم و سرحال به زندان رفت و مدتی بعد جنازه اش از آنجا بیرون آمد. آقایان به وبلاگش هم رحم نکردند و آن را محو کردند. و هیچ وقت لازم ندیدند که برای افکار عمومی توضیح دهند او چه توهینی به رهبر کرده بود. و این جوان خیلی ساده به خاطر چند خط نوشته در زندان مرد.

  • 11. رضا  |  ژوئن 20, 2009 at 6:51 ق.ظ

    2- این برادران لباس شخصی که یک نفر آدم مسن رهگذر را به زیر باتوم گرفته اند چه کسانی هستند. اگر این آقایان به اصطلاح ضابط قضایی هستند (بسیج – اطلاعات- نیروی انتظامی) و حکم دارند آیا حق دارند یک نفر آشوبگرا و خلال گر را بعد از دستگیری به گوشه خیابان ببرند و به زیر باتوم بگیرند؟ اگر این فرد بر اثر ضربات آقایان کور شد و بعد ثابت شد که واقعا رهگذر بوده چه کسی جوابش را
    می دهد؟ جواب در خانه مردم و شیشه های خانه مردم و اموال دانشگاه تهران که که توسط این آقایان تخریب شده را چه کسی
    می دهد؟
    مگر نه اینکه رهبر، رئیس جمهور و فرمانده نیروهای انتظامی بارها گفته اند که در این کشور قانون وجود دارد؟ مگر نه اینکه آدمهایی مثل شما مدام می گویند در کشور قانون اجرا می شود؟ دهها سند و عکس وجود دارد که افراد لباس شخصی آشوبگران را بعد از دستگیری مورد ضرب و شتم قرار می دهند. کجای قانون جمهوری اسلامی چنین چیزی نوشته شده؟ که یک مجرم را بعد از دستگیری در گوشه خیابان به سبک دوران ماقبل تاریخ تا سرحد مرگ کتک بزنند؟
    جلوی من یک سری از درسهای آیت الله گیلانی وجود دارد. ایشان به تعدادی از پاسداران زندان اوین که به “یک منافق” محکوم به اعدام از روی عصبانیت و بر سرمسائل دیگری فحش داده و او را کتک زده بودند گفته بود اگر از آن فرد حلالیت نخواهند مدیون او خواهند بود.
    تاکید می کنم شما درست می گویید. چند سرباز یگان ویژه در حمله به (آشوبگران، معترضین، مردم) گرفتار شده اند. طبق فیلم های موجود برخورد با آنها انسانی تر از برخورد مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی ها با مردم بوده است.
    وجود آشوب و بلوا مجوزی برای رفتارهای خلاف قانون، خلاف اخلاق اسلامی و انسانی از طرف هیچ حکومتی نیست. نگاهی به کوی دانشگاه تهران و مجتمع مسکونی نمایندگان بیندازید. نفرمائید که اینها کار خود دانشجویان یا خود نمایندگان است. چون رئیس مجلس شخص وزیر کشور را مسئول دانسته.

  • 12. رضا  |  ژوئن 20, 2009 at 6:54 ق.ظ

    3- کلاه ضد شورش جز ملزومات پایگاه بسیج نیست. وقتی کلاه ضد شورش داشتند حتما نارنجک گاز اشک آور و گلوله پلاستیکی هم داشته اند. چرا از آن استفاده نکرده اند؟ چرا با فشنگ جنگی شلیک کرده اند.
    تیراندازی با کلاش و هدف گیری دقیق با آن نسبتا سخت است. چطور تیر به سر آن جنازه خورده؟ یعنی بسیجیان اینقدر وقت داشته اند که که به خوبی هدف بگیرند. با توجه به اینکه روی پشت بام بوده اند می شود نتیجه گرفت از طرف مقابل خطر پرتاب سنگ یا تیراندازی آنها را تهدید نمی کرده. آیا نمی شد به پای طرف بزنند؟
    جواب سنگ پراکنی گلوله مستقیم نیست. حتی در یک شورش شهری، حتی وقتی که فرضا یک کلانتری در حال سقوط است سربازان بدون اجازه از مقامات حق تیراندازی ندارند. آیا بسیجیان چنین دستوری داشته اند؟ اگر داشته اند چرا صدا و سیما اصرار دارد مدام بگوید یک پایگاه نظامی؟ حتی آقای ابراهیم رجب پور هم می گوید یک پادگان نظامی! چه اشکال دارد بگویند مقر بسیج!
    در مورد شهدای ساختگی درست کردن و آنها را علم کردن نیاز نیست شما قاضی باشید. وقتی اعضای خانواده رجب پور در سه مصاحبه با روزنامه کیهان، خبرگذاری فارس و روزنامه وطن امروز و سه جور حرف مختلف می زنند یعنی جریان اشکال دارد.
    خیالتان راحت هیچ دادگاهی هم تشکیل نخواهد شد. چون اعضای این خانواده حق خود را به خدا واگذار کرده اند! جنازه ها را هم بدون کالبد شکافی و تحقیقات جرم شناسی سریعا دفن کرده اند.
    بنا به قراین، عکسها و مستندات آشوبگران مسلح به سلاح گرم نبوده اند. البته شما خودتان را ناراحت نکنید چون برادران فکر اینجا را کرده اند گفته اند که آشوبگران موفق شده اند به اسلحه خانه پایگاه بسیج دست پیدا کنند. البته آدم درغگو کم حافظه هم می شوند آشوبگران مسلح چرا از اعضای بسیج مستقر در پایگاه نکشته اند؟ و تیرشان به این مادر و دختر خورده است؟

  • 13. رضا  |  ژوئن 20, 2009 at 6:57 ق.ظ

    4- برادر من در مورد هاشمی همه مردم همه چیز را می دانند. نیاز به توضیح واضحات نیست. در مورد ثروت فرزندانش، مسائل اقتصادی مربوط به خودش و در مورد اینکه حاشیه امنی برای برخی ضد انقلاب درست کرده همه به خوبی می دانند.
    بحث بر سر این نیست.
    اول: آیا به نظر شما در دعوای فعلی هاشمی پشت سر موسوی نیست؟ برخی طرفداران آقای احمدی نژاد می گویند این دعوای هاشمی است نظر شما چیست؟ آیا هاشمی موسوی را به اصطلاح عوام “تیر” کرده؟
    دوم: در مورد فرزندان هاشمی مدارک به اندازه کافی هست. بسم الله. آقای احمدی نژاد باید با آنها برخورد کند. اگر نکرد دستش با آنها در یک کاسه است. در همین غائله به جای قشون کشی در خیابان بروید فائزه هاشمی را بگیرید. ببینم می توانید دست به او بزنید؟
    سوم: آن روزی که دیگران مثل طبرزدی، مهدی نصیری و عباس عبدی از هاشمی دفاع کردند فقط وفقط دست رو مفاسد اقتصادی گذاشتند. انتقادشان نه شور بود نه بی نمک. واقعی بود.
    در آن روزها امثال آقای احمدی نژاد از آقای هاشمی دفاع جانانه ای کردند. حامیان آقای احمدی نژاد نیز به هم چنین. چرا؟ چه مصلحتی در آن روز بود که امروز نیست؟ مثلا در سال 76؟ از کجا معلوم آقای احمدی نژاد فردا بر سر این همه مفاسد با فرزندان هاشمی مصالحه نکند؟

  • 14. lklkl  |  ژوئن 22, 2009 at 3:53 ب.ظ

    سلام
    فعلا که داریم خودکشی می کنیم به اسم اسلام
    یادمون نره علی (ع) رو کسی کشت که نماز شبش غذل نمی شد
    اسلام بی دینی رو بد می دونه ، اما افراط هم نتیجش میشه طالبان و ما که از اونور داریم می افتیم
    تر خدا کم اسلامو بازیچه کنید

    ————————————-
    علیک سلام. بله، متأسفانه خیلی ها بجای “علی زمان” سراغ “معاویه”رفته اند. اما طالبانیسم را باید در نپذیرفتن رأی اکثریت و پشت کردن به حکم “ولی فقیه” پیدا کرد. همان کاری که طلحه و زبیرها و خوارج نسبت به علی کردند!

  • 15. lklkl  |  ژوئن 22, 2009 at 3:57 ب.ظ

    یادم رفت بگم که این اقای احمدی نژاد چی شد که یه شبه یادش افتاد مفاسدی هم هستند ، پس این چهار سال چرا چیزی نگفت حالا که پای صندلی ریاست جمهوری وسطه جرات پیدا کرد
    در ضمن مگه فقط ایشون اینو می دونستن ، پس نفر اول مملکت چرا تا حالا سکوت کرده بودن
    تر خدا اینقد تعصب به خرج ندید و یه کم واقع گرا باشید
    بابا کشورای دیگه دارن با سرعت نور پیشرفت می کنن ما هنوز می گیم برای شفا پیدا کردن باید خاک قبر امام حسین رو با … قاطی کرد و خورد
    یعنی امام حسین شأنش اینه؟

    —–
    نه، آقای احمدی نژاد 4 سال هست که داره اشاره می کنه. اشاره هایی که گاهی از اسم بردن صریح تر بود. منتها با تخریبهای گسترده ای که اطرافیان آقای هاشمی تو سه چهارماه قبل از انتخابات کردند، ایشون رو در کار انجام شده قرار دادن. اما سؤال دومت: مدیر اصلی اجرایی کشور و مسؤول اصلی مبارزه با مفاسد اقتصادی شخص رییس جمهور هست. رهبری فقط دستورات کلی رو ارائه میکنه و جهت دهی های اصلی رو به عهده داره. در ضمن، این که مباحث مبارزه با مفاسد اقتصادی و تذکرهای رییس جمهور و حتی شخص رهبری رسانه ای نمیشه دلیل بر این نیست که پیگیری نمی کنن و تذکرات لازم رو حتی درباره ی اشخاص نمیدن. پس از شما میخوام که تعصب به خرج ندین و یه کم واقع گرا باشین!
    اما قضیه ی تربت امام حسین(علیه السلام) بستگی به اعتقاد شما داره. شاید شما اصل دین رو قبول نداشته باشی. ما هم معتقدیم که امام حسین علیه السلام شأنش بسیار بالاتر از این چیزهاست. بلکه ما معتقدیم پیامبر اسلام و اهل بیتش انسان های کامل هستند و به جوانب خلقت تسلط دارن. قضیه ی شفای تربت امام حسین علیه السلام هم اگه از طرف خود معصومین به دست ما نرسیده بود، شاید به این راحتی ها قبولش نمی کردیم. البته این را هم اضافه کن که با هدایت ها و تعالیم همین ائمه ی معصومین قائل به تأثیرات و تأثرات ماوراء ماده در امور مادی هستیم. بعلاوه اینکه، این جور اعتقادات منافاتی با پیشرفت علمی نداره. بلکه به عبارت دقیق تر، اینها خودش جزو علم هست. (اگر در خانه کس است، یک حرف بس است!)

  • 16. lklkl  |  ژوئن 22, 2009 at 4:02 ب.ظ

    ملک به کفر می ماند
    به ظلم نمی ماند

    —–
    برای همین است که دکتر احمدی نژاد برای نابودی ظلم، جانش را کف دستش گرفته. نمی بینی “ظالمان” چه جنگی به پا کرده اند؟!

  • 17. aMiN  |  ژوئن 22, 2009 at 9:57 ب.ظ

    گریه آوره

    —–
    چی گریه آوره؟ شادی ملّت؟؟ تابستون نزدیکه. پیشنهاد میکنم اگه وقتی کردین به شهرها و روستاهای مختلف ایران سر بزنید تا بدونید مردم چقدر خوشحال هستند. فقط بعضی از مناطق تهران رو نبینید. باز پیشنهاد میکنم تو شادی مردم شریک بشین!

  • 18. رضا  |  ژوئن 26, 2009 at 3:49 ب.ظ

    جریان چیه؟
    کامنت من مشکلی داشته که هنوز تایید نشده؟

    —–
    شرمنده، مرض سیاست زدگی گرفتم! طولانی هم بود. گذاشته بودم حالم بهتر بشه نظرمو بدم و عمومی کنم. ولی بخاطر این که ناراحت نشین فعلا عمومیش کردم.

  • 19. صدای ندا  |  ژوئن 28, 2009 at 7:37 ق.ظ

    نترس نترس نترس. هر قطره خون ریخته شده تقاسش پس گرفته خواهد شد.هر جان داده شده هزارها جان دیگر را استقامت خواهد داد. در تاریخ دنیا هیچ دولتی با کشتن مردمش دوام نخواهد آورد حالا چطور این ظاهر مسلمانان دوام خواهند آورد .عزیزانم درخت آزادی با خون عزیزان و شهدا آبیاری میشود نه با آب. جنایات این قاتلان وسیلهٔ است برای آزادی مردم شجاع ایران. برای آزادی ملت ایران مقدس صد بار جان خواهم داد.

    هموطنان عزیزم: حضرت محمد با کفار جنگید امام حسین با کفار جنگید، آیا مردم مسلمان ایران کافرند چرا مردم مسلمان ایران قتل عام میشوند. بسیجی‌،پاسدار،ارتشی،دانشجو،بازاری ما همه ایرانی‌ و مسلمان هستیم. تاریخ نشان داده که هر دولتی که مردم خودش را به هر دلیلی‌ کشت از کار بر خواهد افتاد و حضرت عظما،احمدی‌نژاد،بسیج و غیره استثنا ندارند.خداوند از ظلم هیچ شخصی‌ نخواهد گذشت. به نام اسلام جوانها کشته شدند به نام اسلام خانوادهها داغدار شدند حالا چطور میشه باور کرد که خدا وجود ندارد.بسیجیهای عزیز،پاسداران از راه بدر شده دستهاتون را آغشته به خون معصومین نکنید.آزادی کلام،آزادی فکر و بیان انسان را کافر نخواهد کرد به اسلام و مسلمانان رحم کنید تا خداوند به شما رحم نماید.چاره ای‌ ندارم جز اینکه از ارتش مقدس بخواهم که این جنایات فقط به دست ارتش به انتها خواهد رسید.‌ای سرباز،ای نگهبان وطن ، به داد میهن و هموطنان برس.

    نقش آیات قرانی در پیشگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی
    گاهی در جامعه اتفاق می افتد که شاهدین یک امر بدون در نظر گرفتن رضایت خداوند ورعایت حق مردم از شهادت واقعی کتمان می کنند وبهانه آنها این است که اگر حق مردم هم تضییع می شود ولی آنها خودر ا به دردسر نیندازند در صورتیکه در ایات زیر اشاره شده که کتمان شهادت یک عمل طالح وزشت است :۱۴۰و۱۴۶و۲۸۳بقره و۱۰۶مائده و۳۳انعام

    —–
    نیک وردی بر زبان آورده ای/ لیک سوراخ دعا گم کرده ای!
    برادر یا خواهر من! شکی نیست که حکومت با کفر می ماند ولی با ظلم نمی ماند. اما شما از کجا این قدر مطمئنی که حکومت خون ندا و نداها را بر زمین ریخته است؟ چرا به سخن شاهدان این قتل و شواهد پرونده نگاه نمی اندازی؟؟ چرا جو گیر می شوی؟! بدان که در این شرایط، دشمن تو «جهل تو»ست. مواظب باش به دام جهلت گرفتار نشوی. قطعا اگر این کار به دست یکی از اجزاء نظام روی می داد، یا حتی کوچکترین احتمالی در این باره بود، صدای من از صدای تو بلند تر و فریادم رسا تر بود! ولی آنچه مرا ـ در عین تأسف شدید از این رویداد ـ ساکت نگه داشته، جوگیر شدن امثال شماست که نمی گذارند حقیقت برملا شود. قطعا کمترین گناه شما، تکه تکه کردن ملّت است. بسیج و سپاه و ارتش از یک جنس اند. همان قدر که بسیج و سپاه جزو بدنه ی مردم اند، ارتش نیز. کاش کمی تعقل می کردید! کاش در کنار کشته شدن ندا، صدای خرد شدن استخوان ها و ریختن خون بسیجیان را هم می دیدید که برای امنیت من و تو، و برای پاسداری از این انقلاب و آزادی که با خون هزاران شهید به دست آمده، به صحنه آمده بودند. کاش ریختن خون آن مادر و دختر و کتک خوردن آن پیرمرد ناتوان و بی گناه به دست سبزپوش های مدعی حق آزادی!! را هم می دیدی! کاش این داستان را لا اقل برای خودت سانسور نمی کردی. کاش بجای تحریک احساسات به تحریک عقول می پرداختی. کاش به «ندای وجدانت» گوش می دادی قبل از این که «ندای احساست» از تو سواری بکشد! کاش قرآن را باز می کردی و کمی «تقوا» ذخیره می کردی. اگر اعتقاد داری!
    و کاش لا اقل صدای خوشنودی و «پیروزی ملّت ایران» را از لابلای این هرج و مرج سیاسی می شنیدی!

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


نوشته‌های تازه

بایگانی

1روزانه ها

متفرقه

انتخابات

بیشتر...

خوراک

خبرگزاری ها

دیگران

سایتهای منتخب

غزه

برگه‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر

اطلاعات

RSS خوراک وبلاگ

آمار

دسته

 

ژوئن 2009
ش ی د س چ پ ج
« May   Jul »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

PageRank

تبلیغات