Archive for جولای, 2009
آیا نقد رییس جمهور مساوی با طرد اوست؟
در پست قبلی، بشدّت رفتار اشتباه رییس جمهور را نقد کردم. برخی دوستان خرده گرفتند که چرا پس از سخنان رهبر انقلاب، به این اختلافات دامن می زنید و چرا راهی را می روید که دشمنان انقلاب می روند؟ چرا می خواهید احمدی نژاد را در مقابل رهبر قلمداد کنید؟ و از این دست ایرادات.
خوب است عین سخنان رهبر انقلاب را دوباره مرور و بررسی کنیم تا ببینیم ایراد دوستان تا چه حد وارد است: (+)
(حضرت آیت الله خامنه ای با توصیه به مراقبت در گفتار و پرهیز از ایجاد اختلاف افزودند: «رد و طرد دیگران بطور مطلق بر سر مسائل درجه دوم مصلحت نیست و همه باید برای ساختن کشور برادرانه کمک و همکاری کنند.»)
خوانندگان گرامی تصدیق می کنند که نقد کردن یک نفر و طرح سؤال از او به علّت خطایی که انجام داده، مساوی با “رد و طرد او به طور مطلق” نیست. هر چند انتقاد تند و گزنده باشد. بعلاوه که نقد کردن کسی که در مسیر درست حرکت می کند، عین “همکاری و کمک برادرانه برای ساختن کشور” است.
(ایشان با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر خاطرنشان کردند: «این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود ضمن آنکه نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.»)
قطعا نویسنده ی این سطور، با تهمت زدن به افراد مخالف است. بنای دامن زدن به اختلافات را هم ندارد. ضمن این که بنده و برخی دیگر از منتقدان آقای رییس جمهور ـ که ایشان را در این مورد توبیخ و نقد کردند ـ هرگز آقای احمدی نژاد را از همه صلاحیت هایش نفی نکردیم.
(رهبر انقلاب اسلامی همگان را به رعایت انصاف در عمل و گفتار دعوت کردند و با اشاره به سفارش خداوند متعال در قرآن به رعایت انصاف و عدالت حتی در برخورد با دشمنان خاطرنشان کردند: «در نظام جمهوری اسلامی همه ضمن اعلام پایبندی خود به اصول، و با سلایق مختلف در کنار هم باشند.»)
با اعتقاد بقیه دوستان کاری ندارم؛ ولی بنده، هنوز آقای احمدی نژاد را در مسیر انقلاب و آرمان های والای آن می دانم. و هنوز وی را فردی ولایی و معتقد به حساب می آورم. اگر چه نمی توانم از اشتباهات فاحش وی چشم پوشی کنم.
(ایشان اختلاف سلیقه را امری طبیعی دانستند و با اشاره به اینکه اختلاف سلیقه در همه دورانهای مختلف وجود داشته است افزودند: «اگر این اختلاف سلیقه ها و برداشتها با هوای نفس مخلوط شد کار خراب می شود بنابراین باید ملاحظه کرد کجا اختلاف سلیقه براساس هوای نفس و کجا براساس احساس تکلیف است.»)
امیدوارم آن قدر گرفتار هوای نفس نشده باشیم که بخواهیم رییس جمهور را بخاطر حبّ و بغض های شخصی نقد کنیم. کسی را که به خاطر حمایت از او حتی فحش های ناموسی و مخالفت های غیر منصفانه بسیاری را هم تحمل کرده ایم.
و در پایان، این توصیه ی رهبر را هم برای خودم و هم برای سایر دوستان موافق و مخالف آقای احمدی نژاد یاد آوری می کنم:
(ایشان دقت در عمل به تکلیف و رعایت تقوا یعنی تلاش و مراقبت برای انجام وظیفه را موجب لطف و فضل الهی دانستند و خاطرنشان کردند: «در احساس تکلیف هم، دقت لازم است تا قدم از دایره تکلیف آن طرف تر نگذاشت و زیاده روی نکرد.»)
1 comment جولای 28, 2009
غلط بزرگ احمدی نژاد
در دروس فقه و اصول به ما یاد داده اند که اگر مولی (مقام ما فوق/شارع واجب الاطاعه) حکمی را به شکل دستوری داد، حکم وجوب پیدا می کند. در همین دروس به ما آموخته اند که حتی اگر درخواست “مولی” به صیغه ی وجوب هم نبود، باز حکم وجوب پیدا می کند. و باز آموخته اند که حتی اگر “مولی” دستوری هم نداد، ولی فهمیدیم که او انجام کاری را می خواهد، باز حکم وجوب پیدا می کند.
در دروس اخلاق به ما یاد داده اند که رابطه ی مولی و عبد (شارع و مکلّف/خدا و بنده) بیش از آنکه رابطه ی دستوری و ارباب و نوکری باشد، رابطه ی عشق است و محبّت.
ولی در دروس حوزوی به ما نگفته اند که برای وجوب یک حکم، باید آن را از رسانه ی ملّی هم پخش کنند!
اکنون سؤالم از آقای احمدی نژاد این است که ایشان معتقد به چه نسبتی بین خود و رهبر عزیز انقلاب هستند؟ آیا ایشان را مقام واجب الاطاعه و خود را ولایت مدار نمی دانند؟
اگر چنین است، چرا بلافاصله بعد از دریافت حکم ایشان، آقای مشایی را برکنار نکردند؟ و اگر چنین نیست، چرا صریحا انکار نمی کنند تا مردم بدانند احمدی نژاد همان قدر که در معرفی مفسدین اقتصادی شجاع است، در بیان اعتقاداتش هم شجاع است؟
و آخر این که: ما به احمدی نژادی رأی دادیم که نشان داده بود فردی ولایی است و بر خلاف نظر برخی، قائل به “تبعیت از ولی فقیه” است و نه “تعامل با او”. و به اندازه ی رأی مان هم از او در برابر “هر غلطی که انجام دهد” بازخواست می کنیم!
و معتقدیم برای جبران غلط، هنوز هم دیر نشده است.
——————–
پ.ن: از این که اعتراضم را کمی دیر بیان کردم، توبه می کنم!
2 comments جولای 28, 2009
شهید حجاب
می خواستم درباره ی حجاب بنویسم. می خواستم زیبایی های حجاب را وصف کنم. می خواستم صدها دلیل عقلی و شرعی بیاورم تا ثابت کنم که حجاب، آرایش برتر است. می خواستم بگویم که چگونه حجاب و آزادی دو همسایه ی همراه اند. و می خواستم بگویم که چگونه حجاب با عشق جمع می شود.
همه اینها را می خواستم بگویم. ولی زبانم ناتوان بود. شاید نمی توانستم مخاطبم را قانع کنم. تا این که خبر شهادت تو را شنیدم. تا این که تو را شهید حجاب یافتم؛ و تو را بهترین و قاطع ترین دلیل بر اثبات حجاب یافتم. برای خودم هم ثابت شد که چگونه حجاب و عشق در یک بدن و در یک روح با همدیگر می آمیزند!
برای تو ـ ای زیباترین نمونه ی حجاب ـ همسایگی با بهترین زنان جهان، فاطمه ی زهرا پاره ی تن پیامبر اسلام، مریم پاک دامن مادر عیسی، آسیه ی با ایمان، خدیجه ی کبری و سمیه اولین زن شهید در راه اسلام، و همه ی زنان صالح را آرزو می کنم.
و با تو عهد می بندم که من و دیگر برادران و خواهران مسلمانت تا آخرین قطره ی خون، راهت را در دفاع از حجاب ادامه دهیم. و با تو عهد می بندیم که انتقام خونت را از قاتلانت بگیریم. تا اینکه پرچم دین و شعار حجاب را در همه ی کشورهای دنیا بلند کنیم.
بر این عهد باقی می مانیم تا زمانی که به آن وفا کنیم یا در این راه به دیدار معبودمان و به جمع شما و همه ی برادران و خواهران مؤمن شهیدمان بپیوندیم.
1 comment جولای 10, 2009
اعتکاف
اعتکاف…
و تو چه می دانی که اعتکاف چیست؟
…
__________
پ.ن:
(و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که:«خانه ی مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجود کنندگان پاکیزه کنید.») قرآن کریم، سوره بقره، آیه 125
Add comment جولای 5, 2009
کالای اندک
ـ فلانی از بانک اتومبیل برنده شده است.
ـ پس حسابی خوش به حالش شده است.
ـ وای بر قومی که خوشبختی را در این چیزها ببینند. بدتر، این که طلبه باشند!
——————–
پ.ن:
(أرَضِیتُم بِالحَیاةِ الدُّنیا مِنَ الآخِرَةِ فَما متاعُ الحیاةِ الدّنیا في الآخرةِ إلّا قلیل) التوبه، 38
آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید؟ متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.
1 comment جولای 4, 2009
دین
من از دین می گویم
تو هم از دین می گویی
پس چرا هر کدام، دیگری را تکفیر می کنیم؟
3 comments جولای 3, 2009

