اميدوارم…
ژوئن 10, 2010 at 9:37 ب.ظ. ۱ دیدگاه
اميدوارم «براي آخرين بار آهستان» جدي نباشد.
همراهش جواب نمي دهد. همين!
۱ دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید
ژوئن 10, 2010 at 9:37 ب.ظ. ۱ دیدگاه
اميدوارم «براي آخرين بار آهستان» جدي نباشد.
همراهش جواب نمي دهد. همين!
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید
1. یک دوست قدیمی | ژوئن 10, 2010 در 10:04 ب.ظ.
سلام تارنمای عزیز
حال و احوال ؟ رفتن آهستان به نظرم بیشتر بدین خاطر هست که آنقدر تناقض و ابهام در فضای سیاسی کشور زیاد شده که امثال امید که با وجدانتر از بقیه هستند ترجیح دادن که ننویسند. حساب کن صبح با خبر میشی که مثلا مقام رهبری تمایل ندارند اورانیوم به فلان جا ارسال بشه عصر نگاه میکنی میبینی فلان مقام اجرایی سر خود قرارداد امضا کرده .و حالا رهبری برای اینکه دنیا فکر تشتت در میان مسئولین به ذهنش خطور نکنه مجبور میشن مظلومانه فلان طرح و تبعاتش رو بپذیرند .یا به عبارتی سپر مسئولین شوند. حالا یکی مثل امید فی المثل شب قبلش از موضع رهبری دفاع میکرده حالا فرداش مجبوره دوباره خلاف اون چیزی که دیشب دفاع میکرده مرقوم کنه! یا رهبری میگن فلانی سخنرانی کنه فلان وزیر میگه خیر نکنه و… یک موقع گفتم امثال شما که پاک و با فضیلت هستید وارد این وادی نشید و فقط همون سرباز ولایت باقی بمونید. شما ظرفیت خیلی زیادی واسه معنوی شدن در حد بزرگان دارید. انشالله که یک موقع ردای فقاهت بر تنت ببینم و به دست بوسیت بیام
—————————
هندونه ارزون شده جناب فیضیه عزیز! معنویت جز با ایستادگی و کار به دست نمیاد. گوشه مسجد نشستن و بی خبر بودن معنویت نمیاره عزیز!